Skip to main content
فهرست مقالات

درگیری در جنگل (2) - تکه ای از رمان باد و باران

نویسنده:

مترجم:

(12 صفحه - از 262 تا 273)

کلید واژه های ماشینی : باد، سیگه نوش، خواب، پرستار، آروش، سیگار، درخت، فیلی، زندگی، رمان باد و باران

خلاصه ماشینی:

"با این‌که ترانه‌ای عاشقانه بود، نغمه هینژها، قبل از هر چیز، معرف نیروی همبستگی، آزادمنشی و شادی آنها بود:ظاهرا همه آنها، تیراندازی گذشته نزدیک را از یاد برده بودند، با آن‌که ممکن بود در آن، جان خود را از دست بدهند. از هینژها پرسیدم: -چه باید کرد؟ یکی از آنها که از همه کوتاه‌تر بود، ولی شانه‌هایی پهن‌تر از دیگران داشت، پاسخ داد: -مهم نیست. یکی از آنها، که ظاهرا دبیر شورا بود-اگرچه در ظاهر خود، هیچ تفاوتی بادیگران نداشت با عجله کاغذ هایی را که روی میز پخش شده بود، جمع کرد و آنها را در کمد کوچک چوبی، در گوشه اطاق، جا داد. با وحشت اندیشیدم:ممکن است همین جا، جلو چشمان ما بمیرد، چه باید کرد؟ آروش هم با دقت به سیگه نوش نگاه می‌کرد بعد روبه رئیس شورای ده کرد و گفت: -می‌دانم اینجا از دکتر خبری نیست، نه دراین‌جا و نه در آبادی‌های نزدیک. ره‌زیا به طرف زخمی رفت و با روحیه‌ای شاد گفت: -خوب رفیق، نشان بده ببینم کجا را سوراخ کرده‌اند؟ پرستار، پوستینی را که سیگه نوش در آن پیچیده شده بود، کنار زد، جای زخم را پیدا کرد و دستی به آن کشید. و کلمنت سیگه نوش، که دود سیگار را از دهان خود بیرون می‌داد گفت: -تا حالا با دشمنان زیادی سرو کار داشته‌ایم، ولی از این به بعد، با ارواح و اشباح هم سرو کار داریم. تنها چراغی که از سقف آویزان بود، می‌سوخت و آروش را، که در خواب ناله می‌کرد، و سیگه نوش را، که به خواب نرفته بود و با درد و ناامیدی می‌جنگید، روشن می‌کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.