Skip to main content
فهرست مقالات

چهار ستون شعر و شعو - در فرهنگ غوریان (1)

نویسنده:

(12 صفحه - از 321 تا 332)

کلید واژه های ماشینی : غور، شاه، منهاج سراج، سام، سلطان، فرهنگی، مبارکشاه، خراسان، فخر الدین مبارکشاه، هرات

خلاصه ماشینی: "مبارکشاه مروردی که از و منهاج سراج خیلی به نیکی یاد می‌کند، کتاب منظوم خود را اول به نام سلطان علاء الدین جهانسوز در قلم آورده و قرار گفته منهاج سراج از زبان ملکه جلالی(ماه ملک)شنیده است که مبارکشاه نظم خود را در پیرامون تاریخ غور چند روزی بعمل گذاشته و تغییر مزاجی در حالش رخ داده بود و آن زمان که تخت مملکت به شکوه و فرهمایون سلطان غیاث الدین محمد سام زیب جمال گرفت این تاریخ به القاب مبارک و مزین گشت. فخر الدین مبارکشاه مرورودی این مطلب را در ابیات خود جای داده و این چند بیت از مثنوی منظوم اوست که به بحر تقارب سروده، چون از آن تاریخ منظوم هنوز اطلاعی نداریم و از این تاریخ منظوم غور قاضی منهاج سراج در طبقات به ما خبر می‌دهد و اسفزاری به ذکر آورده است:به اسلام در هیچ منبر نماندکه بر وی خطیبی همی خطبه خواندکه بر آل یاسین به لفظ قبیحنکردند لعنت فصیح و صریحدیار بلندش از آن شد مصونکه از دست هر ناکس آمد بروناز آن جنس هرگز در آنکس نگفتنه در آشکارا و نه در نهفتنرفت اندرو لعنت خاندانبدین بر همه عالمش فخر دانمهین پادشاهان با دین و دادبدین فخر دارند بر هر نژادعلامه قزوینی نظر مساعدتری درباره مبارکشاه مرورودی دارد، گوید:فخر الدین مبارکشاه از کبار رجال و از اجله صدور بود و در دربار سلاطین غوریه مانند سلطان علاء الدین و پسرش سیف الدین و سلطان اعظم غیاث الدین و شهاب الدین به غایت مقرب بوده است و در فصاحت و شعر و سخا و کرام و رفع حاجات مردم، ضرب المثل بوده و تاریخ سلاطین غور را به شیوه مثنوی در بحر متقارب به نظم آورده است، در سال (602 ه)سه ماه بعد از قتل شهاب الدین فوت نمود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.