Skip to main content
فهرست مقالات

یادگار گل یخ

شاعر:

کلید واژه های ماشینی : یادگار گل‌یخ، میکده‌ای متروک، عشق اندیشه گل‌های بهاری، حرفه عشق محال، گل قاصد، گل به معنا ابدی، قصه، فصل زمستان، یک‌عمر گل‌یخ، شعله گلدان

خلاصه ماشینی: "عشق در فرقه ما، میکده‌ای متروک است بادری کهنه و فانوسی و میزی کوچک: نور سرما زده فصلی دور باز تابیده ز گلدان بلور؛ ما در آن شعله گلدان بودیم زینت فصل زمستان بودیم. از خزانی که گذشت این زمستان چه بیاد آرد جز حرمت یک نام کبود؟ قصه ما نیز جز تصاویری در حافظه مردم آینده نخواهد بود. درین راه سرابی است، به یادآوری فردا، در زمستان همین چشم‌انداز دیر گاهی، به شب سحر و سکوت عطر زرین گل یخ را می‌سودیم عشق اندیشه گل‌های بهاری است پس اندیشه ما نیست. حرفه عشق محال جستن میکده‌ای مفقود است: بی‌نشانی‌تر از برج نشابور و رصد بانش باستانی‌تر از مقبره دانیال و مجردتر از اسم«پل دختر»ها... رادمردانی، از سنگ برون آمده با خود و کمان ریش سنگین بهم تابیده، بانوانی همه با چشم غزال بر بنا گوش سپید گوشوار گل یخ خوابیده، دور از این بهمن و دی روزگاری که نمی‌دانم کی قصه مبهمی از ما را در زمستان پیش آتشدان خواهند سرود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.