Skip to main content
فهرست مقالات

نقدی بر شرح غزل های حافظ

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"مثال:جمله عقلت کو یا عقلت کجاست یعنی چرا خرد خود را به کار نمی‌بری معنای کلی بیت بنابر ابیات قبل از بیت مورد نظر: شاعر در بامدادان بهاری به هنگام طلوع کامل خورشید با اشعه افکندن بر چهره معشوق که خفته است به او می‌گوید خورشید زبان درازی می‌کند و با تو لاف برابری می‌زند چرا خنجرت را به کار نمی‌بری از خواب برخیز تا با گشودن چشمان خود خنچر مژگان را به حرکت درآوری و اشعه خورشید را که به مثابه زنان دراز او می‌باشد قطع کنی و چنانکه در بیت بعدی آن و ابیات چهارگانه قبل از بیت مورد نظر برمی‌آید پیداست که مخاطب شاعر در همان مطلع غزل نیز معشوق او می‌باشد که او را طلب می‌کند و از او شاعر سحرخیزی کرده و می‌خواهد با زمزمه خود که چه بسا با صدای خوش و آهنگینی نیز همراه بوده است معشوقش را که در بستر خفته از بستر برخیزاند و به نحوی که ملاحظه می‌گسردد معشوق پس از شنیدن این بیت که مستقیما مورد خطاب قرار می‌گیرد از خود بیخود شده و خواسته خود را صراحة اظهار می‌نماید و می‌گوید مگر از لعل من آرزوی بوسه‌ای نداری و روشن است که او تناومی از خود نشان داده تا شاعر با بوسه گرم خود از لبانش او را بیدار کند و چون آقای دکتر هروی در سراسر کتاب برای متن خود ابیات اصح و برتر را از دو نسخه غنی و قدسی برگزیده‌اند لازمم دانستم یادآوری کنم که در نسخه دیگر بیت مزبور بدین صورت نیز آمده:شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد که مزیتی بر بیت متن دارد و آن حذف فعل امر«خیز»است و لو اینکه هشداری برای مقابله با رقیب باشد زیرا این جمله خود به تنهائی با تمامی ظرافتهای موجود در جملات پیشین خود بمقابله برخاسته است و حال آنکه حذف آن لطمه‌ای هم به صنعت التفات وارد نمی‌آورد و همچنین در نسخه‌ای دیگر که متأسفانه نام آنرا به خاطر ندارم و تفحصی هم درباره تقدم و تأخر آن‌ها به عمل نیاورده‌ام، بدینصورت آمده:شمع سحر ز خیرگی لاف ز عارض تو زد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.