Skip to main content
فهرست مقالات

پشت در

شاعر:

(1 صفحه - از 1048 تا 1048)

خلاصه ماشینی:

"پشت در فریدون مشیری صحن دکان غرق در خون بود و،مرد سنگدل‌ از در تنگ قفس‌ چنگ خون آلودهء خود را درون می‌برد پنجه بر جان یکی زان جمع می‌افکند، او را-با همه فریاد جانسوزش-برون می‌برد مرغکان را یک‌به‌یک می‌کشت و در سطلی‌ پر از خون،سرنگون می‌کرد صحن دکان را سراسر غرق خون می‌کرد. بر سر یک نکته،یا یک لقمه، -آن هم هیچ و پوچ- اینچنین دشمن چرائی؟ می‌توانی بود دوست‌ مهلتی تا هست باقی،،دوستی کن،دوستی، تا بری از یاد،این بیداد را تا نیاری یاد،آن صیاد را تابستان 8631"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.