Skip to main content
فهرست مقالات

چهار ستون شعر و شعور - در فرهنگ غوریان (3)

نویسنده:

(8 صفحه - از 1108 تا 1115)

خلاصه ماشینی:

"در قدوم بهار سروده: گل که شایان باده بود رسید آمدن وعده داده بود رسید جنگ لاله گذشت و لشکر گل‌ گرچه بستر فتاده بود رسید سرو آزاد بهر سوسن راست‌ منتظر ایستاده بود رسید لاله رفت ارچه پای در گل بود گل اگرچه پیاده بود رسید آرزویش از این به سیر مخواه‌ کانچه یزدان نهاده بود رسید محمد بن عمر الفرقدی: به گفتار عوفی«شکراب بیان او سکرات جهل را تسکین می‌داد»و در حضرت‌ غیاث الدنیا والدین و محمد بن سام از مخصوصان او بود شعرهای آب‌داری دارد: ای تیغ تو بی‌مجال تأخیر چون تیغ سپیده دم جهانگیر در عالم کهل یک جوان‌بخت‌ مثل تو ندیده گنبد پیر ای بر در بارگاه جاهت‌ نه حلقه چرخ همچو زنجیر و قصیده‌ای در ردیف تیغ و قلم دارد که سخت لطیف است: کس از ملوک جهان یادگار تیغ و قلم‌ نبوده است مگر شهریار تیغ و قلم‌ خجسته خسرو سلطان شرق و غرب کزوست‌ به شرق و غرب جهان کار و بار تیغ و قلم‌ غیاث داور دنیا و دین که قدرت او چو روزگار شد آموزگار تیغ و قلم‌ به رزم و بزم چه مرجان فشاند لؤلؤ بار ز بید و نرگس بر برگ و بار تیغ و قلم در وصف زمستان نکو سروده است: سونش الماس می‌بارد فلک بر آبدان‌ خردهءکافور می‌ریزد هوا بر بوستان‌ شد ز سرما بسته در پولاد و گوهروار آب‌ آب چون پولاد گوهردار شد در آبدان‌ غایت سرما رسید آنجا که از آسیب او می‌نیارد بود یک ساعت برهنه آسمان‌ تا تناسب خیمه ابراند رو بندد هوا هر زمان از پشم و نقره میخ سازد ناودان‌ باغ می‌ماند به هندوستان ز انبوهی زاغ‌ و آب ماند تیغ هندی را که مالی برفسان‌ شاخها کافور بار آورد و این نبود عجب‌ شاخ اگر بار آورد کافور در هندوستان ضیاء الدین عبد الرافع هروی: که در فنون لغت و علم طب مهارتی کامل داشته«رساله جلالیه»را در تفسیر نوروز به نظم آورده و سلطان شهید معز الدین به واسطهء فضل و هنر به جانب او مرعی می‌داشت‌ دو قصیده ازو عوفی در لباب الباب نقل کرده است که یکی به مدح سلطان شهاب الدین غوری‌ یعنی معز الدین سام و دیگر به مدح سلطان خسرو ملک است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.