Skip to main content
فهرست مقالات

اشاره

خرداد 1369 - شماره 69 (1 صفحه - از 1139 تا 1139)

کلید واژه های ماشینی : زبان فارسی ،فرنگی ،واژهء فارسی به کار ،هه ،هومو ژنیزه ،گوینده ،برنامه‌های تلویزیون ،واژه‌های فرنگی استفاده ،گوینده تبلیغ می‌کرد ،امو ژنیزه ،هومو ،هه‌ژه ،کار برد ،جوانی ،ژنیزه ،واژهء ،واژهء فارسی ،واژهء فرنگی ،جوانی به کار ،گوینده تبلیغ ،واژه‌های فرنگی ،پاس بداریم ،فرنگی استفاده ،متجانس

پیش،وقتی که شیر فراوان بود و شرکت‌های مختلف،برای فروش بیشتر محصول‌ خود،در رادیو و تلویزیون ایران تبلیغ می‌کردند،چند بار این آگهی تبلیغاتی پخش شد: «شیر...هه‌ژه مونیزه است...»هرکسی به فکر می‌افتاد«شیرهه ژه‌مونیزه»چه‌جور شیری‌ است؟واژه«هه‌ژه مونی»ساخته شده است:ولی اندکی ناشیانه.آیا می‌خواست بگوید، این شیر،بر شیرهای دیگر برتری دارد؟...ولی،خیلی زود،آن را«اصلاح»کردند.این بار گوینده تبلیغ می‌کرد:«شیر...را مصرف کنید که«هه موژه نیزه»است...».تفسیر دشوارتر شد.ترکیب دور از ذهنی با پیشوند«هه‌مو»چه می‌خواهد بگوید؟شیر با خون چه ربطی‌ دارد؟آیا می‌خواست بگوید که«این نوع شیر،آلوده به خون است»؟... ظاهرا،نویسنده آگهی از واژهء«امو ژنیزه»یا«هومو ژنیزه»استفاده کرده بود و می‌خواست بفهماند که چربی شیر در یک‌جا جمع نشده و در تمامی شیر به‌طور یکنواخت و متجانس پراکنده است،ولی واژهء فرنگی را به‌کار برده بود تا موضوع را مهم‌تر جلوه‌ دهد.مگر نه این است که هرچیز فرنگی از مشابه ایرانی آن بهتر است؟و گوینده،«هوموژن» را ابتدا«هه ژه‌مون»و سپس«هه موژن»بیان می‌کرد. و وقتی این روزها پای تلویزیون می‌نشینم و،با یاد دوران جوانی.برنامه ورزشی‌ تلویزیون را تماشا می‌کنم(و سپاس که،برنامه‌های تلویزیون سرشار است از گزارش‌های‌ ورزشی)،به یاد روایت«شیر»و«هومو ژنیزی»می‌افتم،چراکه آن‌قدر از واژه‌های‌ فرنگی استفاده می‌شود که شنونده‌ای مثل من،همیشه باید یک واژه‌نامهء انگلیسی در کنار خود داشته باشد تا منظور گوینده را بفهمد.نمی‌دانم واژهء فارسی و زیبای«آبشار»(که ما در جوانی به کار می‌بردیم)چه عیبی دارد که واژهء«اسپک»به جای آن نشسته است؟و آیا نمی‌شود به جای«تایم اوت»واژهء فارسی به کار برد؟بسیاری از این ورزش‌ها،سابقه‌ای‌ طولانی و هزارساله در ایران دارند و امروز،به تدریج،گزارشهای مربوط به کشتی و سوارکاری و چوگان را هم باید با اصطلاح‌های فرنگی گوش کنیم.مگر زبان فارسی چه عیبی‌ دارد؟اگر من نتوانم به زبان فارسی صحبت کنم،عیب از من است نه زبان فارسی.دانش‌ فرنگی را باید آموخت و به کار بست،ولی«فرنگی‌مآبی»هیچ اعتباری و هیچ افتخاری‌ ندارد.مگر عیبی دارد،وقتی به هم می‌رسیم،به‌جای«گود مورنینیگ»و یا...بگوییم«روز به خیر»؟... زبان فارسی را پاس بداریم.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.