Skip to main content
فهرست مقالات

آن سال بهار ...

نویسنده:

(13 صفحه - از 1352 تا 1364)

خلاصه ماشینی:

"اخبار جنگ اعراب و اسرائیل بود و موضوع فلسطینی‌ها؛ دو تا جوان گردن کلفت سفیدرو، چماق برداشته بودند و انگار که جوال گندم را می‌کوبند به جان نوجوان سیاه سوخته‌ای افتاده بودند که فریاد می‌کشید و آن طرف، زنی که مندیلی چهارخانه به کله‌اش (1)-شیرینی خانگی پیچیده بود، ضجه می‌کرد و گونه‌هایش را می‌خراشید و به عربی چیزهایی می‌گفت و بعد اشکش را با مندیلش پاک می‌کرد، یک دفعه صدای انفجاری آمد و تصویر کج شد و صاف شد و آنوقت تصویر قطع شد و اخبارگو را نشان داد که بی‌خیال داشت گره کراواتش را سفت می‌کرد. رادیو روشن بود و گوینده چیزهایی راجع به پیروزی‌های اسرائیلیها بر اعراب می‌گفت که پدر برگشت و باز هم مرا نگاه کرد و بعد با چشم و ابرو انگار به مادر می‌گفت:گوش کن و مادر گفت:«یعنی چه، چه ربطی به میرزا حی بیچاره دارد؟»و من حیران، آنها را نگاه کردم و در دل گفتم:«یعنی چه؟» 6 از صبح که از رختخواب درآمدم، بدحال بودم، لطافت هوا و صدای گنجشک‌ها و رنگ و بوی بهار اصلا فکر نمی‌کردم. »و مادر تأئید کرد، اما بعد-نه به قصد اظهار ناراحتی-فقط نقل قول می‌کرد که زن شاطر حبیب گفته است که اسد الله خان گفته است، من خانه‌ام را به سه نفر کرایه دادم، نه به سی نفر؛آنوقت بابا عصبانی شد و گفت: یعنی چه؟چه ربطی به میرزا دارد؟یعنی بیرونشان کنم؟تصور بکن، تصور بکن اگر این بلا سر خودمان می‌آمد چه حالی داشتیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.