Skip to main content
فهرست مقالات

در شهر «ته لیو» - (تکه ای از رمان باد و باران)

نویسنده:

مترجم:

(14 صفحه - از 639 تا 652)

کلید واژه های ماشینی : خبرنگاران ،صحبت ،میخالاکه ،آقای میخالاکه ،حزب کشاورزان ،هوگ ،دولت جدید ،حزب ملی کشاورزان ،آقای اوکتاویان هوگ ،اوکتاویان هوگ ،آقای می‌سیانو ،اطاق انتظار ،دفتر کارم ،آقای رائول‌په روش ،زنگ زد ،صحبت کردم ،ملی کشاورزان ،جدید ،روزنامه‌های صبح ،تلفن زنگ زد ،رای بدهند ،صدای بلند ،گوش می‌دادند ،نگاه کردم ،ترک کردم ،اجازه بدهید ،فکر کردم ،ادامه داد ،تشکیل می‌دهد ،پاسخ داد

خلاصه ماشینی:

"زمانی روزنامه‌ای داشت، ولی بعد ورشکست شد و امیدوار بود حزب کشاورزان ملی به حکومت برسد و به کمک آن بتواند ورق پاره خود را دایر کند. روکوشانو فریاد زد: -توطئه!خراب‌کاری و توطئه!تو مشغول توطئه‌ای!روزنامه‌ها، همه روزنامه‌های جدی، یک صدا تأکید می‌کنند که ورود حزب کشاورزان به حکومت حتمی است و آن وقت تو، تنها تو مخالفی!هر روز در روزنامه حقیر و نفرت‌انگیزت، درباره دموکراسی و جبهه خلق وراجی می‌کنی.... ناگهان تلفن زنگ زد و صدای مردانه‌ای پرسید: -ممکن است با آقای رائول‌په روش خبرنگار صحبت کنم؟ خبرنگاری به این نام داشتیم- می‌دانستم که با دنیای سیاسی پای تخت، رابطه گسترده‌ای دارد و، در ضمن، خیلی کسان را با تعلق‌های حزبی مختلف می‌شناسد. دقیقه‌ای بعد از ساعت پنج، دوباره تلفن زنگ زد، همان صدا را شناختم: -می‌تانم با آقای رائول‌په روش صحبت کنم؟ -ظاهرا به شما عرض کرده بودم که ایشان در دفتر نیستند. لحظه‌ای مکث کرد تا از تأثیر خبر خود لذت ببرد و سپس ادامه داد: -می‌دانید چرا آقای می‌سیانو، برای پیدا کردن من عجله داشت؟ می‌خواست، قبل از ادای سوگند، صورت کابینه تازه را به من بسپارد تا آن را شخصا به شما بدهم. چطور می‌توانیم با یکدیگر توافق کنیم؟اگر قرار باشد همه خرید و فروش‌ها در اختیار دولت باشد، آن وقت ما چه کنیم؟چگونه باید زندگی خود را بگذرانیم؟ و بعد، مثل این‌که به خاطر این تضاد لاینحل، متأثر و غمگین است، اضافه کرد: -این چیزی است که باید توضیح بدهید، رفیق نامزد...."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.