Skip to main content
فهرست مقالات

یک نامه و شاهنامه ای که من نمی شناسم

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : شاهنامه، تیاتر، فردوسی، داستان، جوانان، رستم، شور، ایران، تاریخ، فرهنگ

خلاصه ماشینی: "پس بگذارید،از دانسته‌هایم بپرسم:چرا من از خود بی‌خبرم؟چرا تاکنون مرا در برابر آئینهء زمان،شاهنامهء جاودان نشانده‌اند تا بازتاب خود را در پهنهء گسترده و شفاف آن و در سیر تاریخیم بنگرم،چرا من از آن همه داستان‌های‌ پند آموز حماسی و پهلوانی،شوریدگی و شیدایی هیچ نمی‌دانم؟چرا؟چرا؟اگر فرزند خانواده‌ای فرهنگ دوست بوده‌ام،که آن ها با شاهنامه میلی و رویی بوده است،و با سر پر شور و سودا در شاهنامه جویای نام و نشان خویشتن بوده‌اند،اگر آموزگاری دل‌سوز داشته‌ام که از شاهنامه آموخته است: بیا تا جهان را به بد نسپریم‌ به کوشش همه دست نیکی بریم‌ نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوار مایه دار و بسسیاری اگرها و آرزوهای دیگر،با این همه،تنها دانسته‌هایم از داستان‌های‌ پر رنگ و نگار شاهنامه،فشرده‌ای از انگشت شمار داستان‌هایی که همگانی‌ست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.