Skip to main content
فهرست مقالات

رنسانس: فلسفه و موسیقی

نویسنده:

(3 صفحه - از 42 تا 44)

خلاصه ماشینی:

"به کلامی دیگر می‌توان گفت عصر رنسانس که به‌ خودی خود عصری درخشان و تعیین کننده در تاریخ بشر است،در عین حال پیوند دهندهء عصر کهن و نو،محمل‌ رستاخیز و فرهنگ انسانی و نیز جایگاه رشد تمدن نو است،کوتاه سخن آنکه،اگر«رنسانس»نبود،نه باروک در موسیقی و هنر و معماری شکل می‌گرفت،نه فلسفهء روشنگری و اصحاب دایرة المعارف پدیدار می‌شدند،نه‌ آزادی انسان عصر جدید شکل می‌گرفت و نه‌ دگرگونی‌های بعدی-انقلاب صنعتی و علمی-رخصت‌ ظهور می‌یافت. در فلسفه بیشتر اندیشه‌مندان‌ سدهء شانزدهم هنوز به افلاطون و ارسطو گرایش دارند و اصل نوشته‌های آن دو فیلسوف به زبان یونانی به‌ دستشان افتاده و با این حقیقت برخورد کرده‌اند که: آنچه در قرون وسطی از حکمت اشراق و فلسفهء مشاء دریافته بودند،دارای اشتباه و نقص بوده است،چرا که‌ این آموزه‌ها را با چندین واسطه دریافت کرده بودند، متون از یونانی به سریانی و عبرانی و از سریانی به عربی‌ و از عربی به لاتین ترجمه شده و در این ترجمه‌ها مفاهیم‌ اصلی،تحریف و دگرگونی بسیار یافته بود،پس گروهی‌ از ارسطو سلب اعتقاد کرده و به افلاطون گرایش پیدا کردند و عده‌ای ارسطوی تازه جسته را در برابر ارسطوی‌ اسکولاستیک قرار دادند و متوجه شدند که بسیاری از اندیشه‌های او با اصول دین عیسوی مخالفت دارد و در نتیجه بی‌چون و چرا بودن فلسفهء ارسطو دچار تزلزل شد و بتدریج انسان‌های متفکر دورهء رنسانس به این امر پی‌ بردند که باید به خرد و عقل خود بازگردند و بحث صرف‌ در گفته‌های فلاسفهء گذشته برای کشف حقیقت کافی‌ نیست."

صفحه:
از 42 تا 44