Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به شعر و اندیشه پروین، در پنجاهمین سالگرد درگذشت او صاعقه ستم

نویسنده:

(8 صفحه - از 536 تا 543)

خلاصه ماشینی:

"سختی‌کشی ز دهر چو سختی دهی به خلق در کیفر فلک غلط و اشتباه نیست گرچه پروین، در برخی شعرهای خویش، ریشه‌های بسیاری از فسادها و خلق و خوی انحراف گرفته انسان‌ها را نمی‌کاود و آنها را صفات و خصالی فردی تلقی می‌کند، اما آنگاه نیز که از سرچشمه‌های فساد سخن می‌گوید روشن‌بینی و ژرف‌نگری او، سیمای حکیمانه‌ای را در برابر انسان قرار می‌دهد که نمی‌توان در برابر وی احساس خضوع و فروتنی پنهان نمود، و بدین حقیقت راه نبرد که گنهکاران کوچک و آنان که در جامعه‌ای غوطه‌ور در فساد و آلودگی، تاوان فسادآفرینان بزرگ جامعه خود را می‌دهند، بی‌گناه‌ترین قربانیان شبکه اجتماعی فاسد و آلوده‌ای هستند که از مکتب پیشوایان آیین فساد و نادرستی درس می‌آموزند و آنگاه به‌دست همان پیشوایان آیین فساد به مسلخ برده می‌شوند: برد دزدی را سوی قاضی عسس خلق بسیاری روان از پیش و پس گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود؟ دزد گفت از مردم‌آزاری چه سود؟ گفت بدکردار را بدکیفر است گفت بدکار از منافق بهتر است گفت هان برگوی شغل خویشتن گفت هستم همچو قاضی راهزن گفت آن زرها که بردستی کجاست؟ گفت در همیان تلبیس شماست گفت آن لعل بدخشانی چه شد؟ گفت می‌دانیم و می‌دانی چه شد گفت پیش کیست آن روشن نگین گفت بیرون آر دست از آستین دزدی پنهان و پیدا کار توست مال دزدی جمله در انبار تست تو قلم بر حکم داور می‌بری من ز دیوار و تو از در می‌بری حد به گردن داری و حد می‌زنی گر یکی باید زدن صد می‌زنی می‌زنم گر من ره خلق ای رفیق در ره شرعی تو قطاع الطریق می‌برم من جامه درویش و عور تو ربا و رشوه می‌گیری به زور دست من بستی برای یک گلیم خود گرفتی خانه از دست یتیم من ربودم موزه و طشت و نمد تو سیه‌دل مدرک و حکم و سند دزد جاهل گر یکی ابریق برد دزد عارف دفتر تحقیق برد دیده‌های عقل گر بینا شوند خودفروشان زودتر رسوا شوند دزد زر بستند و دزد دین رهید شحنه ما را دید و قاضی را ندید من به راه خود ندیدم چاه را تو بدیدی کج نکردی راه را می‌زدی خود پشت پا بر راستی راستی از دیگران می‌خواستی دیگر ای گندم‌نمای جوفروش با ردای عجب عیب خود مپوش چیره‌دستان می‌ربایند آنچه هست می‌برند آنگه ز دزد کاه دست در دل ما حرص آلایش فزود نیت پاکان چرا آلوده بود دزد اگر شب گرم یغما کردنست دزدی حکام روز روشن است حاجت ار ما را ز راه راست برد دیو قاضی را به هرجا خواست برد در برخورد با اینگونه اندیشه‌های پروین، برخی بر او خرده می‌گیرند که شعرش خوی و خصال مردانه دارد، یعنی آنچه که در سرزمین ما معمولا، از اخلاق مردانه می‌تراویده و آن خرده‌گیری بر ستم و ناروا و دعوت به پاکی و راستی و بی‌آلایشی بوده، در اندیشه و سخن پروین رسوخی چشمگیر دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.