Skip to main content
فهرست مقالات

چامه های فلکلوریک کردی

نویسنده:

(6 صفحه - از 562 تا 567)

خلاصه ماشینی:

"منظومه بلند ئازیزه با مضمونی از عشق انسانی و تصاویری شاعرانه از طبیعت پیرامون و زیبایی‌های آن و نیز توصیف‌های پرقدرت و سرشار از تخیل درباره معشوق، نمونه جالبی است از زیبایی‌شناسی مردم کرد، و هنرمندان عامی آن در دورانی نزدیک به دویست سال قبل و شاید هم بیشتر. آنچه درپی می‌آید، ابتدا سرگذشت بیتخوان است که از مصاحبه رادیویی ایشان با مرکز مهاباد، در نوروز سال 65 شمسی گرفته شده است و سپس متن فارسی منظومه. جای خود دارد که از دوست گرامی آقای عزیز آلی، که همواره با وسواس و دقت ادبی خود مشوق اینجانب در شناساندن ادبیات مردمی کردستان به هموطنان فارسی‌زبان‌ بوده‌اند صمیمانه تشکر کنم. ئازیزه آه ای عزیز!سر من به درد است و هم قلب من خانه‌خراب، به دردها. بانگ برمی‌آوردم و چه سرزبانی: -آه ای عزیز!گیسوان تو از چه خرمن خرماست؟ -ای یتیم پسر!اگر نمی‌دانی از حنایی است که بر سر می‌زنم. نمی‌دانی؟ -بیا ای عزیز!بالایت بلند چونان درخت عود. گر دروغ می‌پندارید آنچه را گفتم، اجازتی تا به وصفش درآیم: آن محبوب، آن عزیز، آن زیباروی کتانی‌پوش، قوزک پایش چونان گوی‌های زر. آن عزیز، آه!بلندایش نزد من چونان درخت عود. آن عزیز، لبانش نزد من چونان سرخ قیطانی نازک. آه ای عزیز!یر من به درد است و هم قلب من خانه‌خراب، پرزخم و زخم‌ها. بیا ای عزیز!خوشا شباب!خوشا ضیافت عشق!که عزیزت در کنار، از سواد شبانگاه تا بال‌کوبش خروس سحر، تا نوای بامدادی. پیشانی پرنور عزیز من، چونان ماهی از شب‌های چارده و بیشتر. اینک بلندای عزیز من، چونان بید مجنون آویزان، همان بید که شاخه‌هایش سر در زیر."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.