Skip to main content
فهرست مقالات

«در شب، آزادی»

مصاحبه شونده:

(2 صفحه - از 62 تا 63)

خلاصه ماشینی:

"وقتی که در زندگی زیرزمینی بیشتر غرق می‌شود،داستانی تخیلی خلق می‌کند که‌ آن را چهارگانهء گردان‌ (Rondo) می‌خواند و می‌خواهد آن را برای ایفای نقش به بازیگر زنی بدهد که راوی به او دل باخته است، نقشی که اجرای آن بعد از اشغال تئاتر به‌ دست دشمن جان او را به خطر نیندازد. متن زیر،ترجمهء گفتگویی است که‌ خوانندگان ارجمند را با برخی از دیدگاههای این کارگردان آشنا می‌سازد: (به تصویر صفحه مراجعه شود) -آیا پس از کسب تجربه‌ای طولانی در نمایشهای بزرگ،احساس می‌کنید متوقع‌تر شده‌اید؟ تصور می‌کنم که کار کردن با بیشترین‌ تعداد بازیگر و شکل دادن به یک نوع گروه‌ نمایشی بزرگ و یکدست در برابر موضوعی‌ که انتخاب می‌شود و تمام بازیگران را در بر می‌گیرد،مستلزم این است که هر کس به‌ مجموعهء گروه تعلق و وابستگی داشته باشد، اما کاملا نیز مستقل باقی بماند و با شخصیت‌ خودش زندگی کند. فکر می‌کنم‌ که یک مسئلهء عمده برای آینده این است: انسانهایی که فردا پیشرفته‌ترین تکنیکها را به‌ کار می‌گیرند،کدام‌اند؟ضرورت خواهد (به تصویر صفحه مراجعه شود) داشت که از نوعی فرهنگ،ادراک و مخصوصا احساس برخوردار باشند و بغایت روشن‌بین، متسامح و صاحب صلاحیت باشند،نه فقط از نظر تکنیکی،بلکه از نظر انسانی. -آیا می‌توان بخش سومی برای این تابلوی‌ تاریخی تصور کرد؟ بله،باطنی‌31تر از دو بخش پیش و دربارهء غایت انسان،اما این امر پای ایمان،در نتیجه‌ خدا،و پای آفرینش و در نتیجه ما را به‌ میان می‌کشد:به کجا می‌رویم،چه می‌کنیم، چرا رنج می‌کشیم،چرا دوست می‌داریم؟من به‌ یک چنین آخرین بخشی فکر می‌کنم،اما نه به‌ یک اثر سه‌بخشی‌41زیرا زمانی فرا می‌رسد که‌ انسان بایستی به امور شخصی خود سر و سامان‌ بدهد."

صفحه:
از 62 تا 63