Skip to main content
فهرست مقالات

زنجیرها را دوباره بیاورید

شاعر:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : زنجیرها، امیدها، خواب، شنودش، سر خشم زنجیرها، بردگی از نیروی امیدهایم، دانه سائیده‌اش خواب‌ها، امیدها چشمه‌سارهای، دریای آبی، گفتند آزادی

خلاصه ماشینی:

"از چشمان به خشم آلوده‌اش برقی درخشید و غمان دل پژمرده‌اش را آشکار ساخت، اربابان ستمگر از خجلت سر به زیر انداختند و برده رنگ پریده سخنش را آغاز کرد: «زنجیرها را دوباره بیاورید! دستان چروکیده‌ام سنگینی آنها را بیهوده تحمل کردند، کلمه آزادی را شما بر زبان می‌آورید، و گوش‌های من یارای شنودش را ندارند، صحیح است و صحیح است چه روزان و شبان آه برمی‌کشیدم و نفس‌هایم به شماره می‌افتاد، زانوانم را خم می‌کردم، به خاطر آزادی و زندگانی در آب و هوای آفتابی. «وقتی جوان بودم امیدهای فراوان داشتم، امیدها چشمه‌سارهای شادمانی بودند، بردگی از نیروی امیدهایم کاسته است، امیدها که به آنها دل بسته بودم، و سرودها که آرزوی شنودشان را داشتم، چشمانم که پرتوهای آرزومند و آفتابی داشتند، چراغ تیره عمرم را به خاموشی کشیده‌اند. چکاچک زنجیرها نیروی برتر دارند، رؤیاهای تازه و خندان برایم آفریده‌اند، رؤیاهای دوست‌داشتنی، رؤیاهای زودگذر، بیش از آنکه می‌باید می‌گفتید آزادم، روزهایی پیشم آورده‌اند که می‌نشستم، با چشمان تیره دریای سرکش را نظاره می‌کردم، و در آن خورشیدها را شماره می‌کردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.