Skip to main content
فهرست مقالات

آزمایش

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 918 تا 921)

کلید واژه های ماشینی : ردلوف، زن، رستوران، مرد، خیابان، میزهای کوچک رستوران چراغ‌های، رنگ، بازویش، حس، چهره

خلاصه ماشینی:

"ردلوف از خودش پرسید:که واقعا از چه چیزی می‌ترسد؛همه‌اش یک خیال پردازی ابلهانه بود!چه کسی می‌تواند او را توی اینهمه جمعیت بشناسد؟اما حس کرد که نمی‌تواند توی آنها بر بخورد، مثل چوب پنبه‌ای بود که روی آب شنا می‌کرد:تنها و طرد شده. روی میزهای کوچک رستوران چراغ‌های کوچکی با آباژورهای قرمز پر رنگ دیده می‌شد و صدای موسیقی از گوشه‌ی بلند بود. جوان چاقی با بازوهای برهنه روی پیشخوان ولو شده بود و هرچند دقیقه یک بار سرش را بلند و به اطراف نگاه می‌کرد. مرد قد بلند کارش را تمام کرد و به سوی همکارش رفت که هنوز وسط رستوران ایستاده و دست‌هایش را در جیب‌های پالتویش کرده بود. ردلوف دستش را که با آن چوب کبریت روشن را نگاه داشته بود، در امتداد لبه میز به طرف مخاطب دراز کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.