Skip to main content
فهرست مقالات

فالگیر

نویسنده:

(7 صفحه - از 922 تا 928)

کلید واژه های ماشینی : پارک، مادر، زن، زن کولی، مهره، درخت‌ها، مامان با زن کولی، بچه‌ها پارک ساعی، خیابان، قسمت بازی بچه‌ها قدم

خلاصه ماشینی:

"بچه‌ها از پله‌ها روان شدند و مادر با فاصله به کنار زمین بازی رسید می‌خواست به پسرش بگوید مأمور قسمت بچه‌ها در پارک نخواهد گذاشت تو سوار تاب شوی؛اما می‌دانست که حرفش اثر ندارد. برای آن‌که وقتی مأمور قسمت بچه‌ها در پارک به پسر تذکر می‌دهد نباشد تا رنجش او عمیق‌تر شود، از پله‌های کنار زمین‌ بازی بالا رفت. هیچ کدام اشاره‌ای به مأمور پارک نخواهند کرد و کمی درباره درخت‌های پارک صحبت خواهند کرد و دست آخر او به پسرش خواهد گفت چرا نمی‌روی بازی کنی، برو آن میله‌ها را بگیر و بالا برو. مادر می‌داند که او پسرکی است که از هیچ چیز به اندازه بازی لذت نمی‌برد و با وجود علاقه‌اش به مطالعه و علم، بازی را از همه چیز بیشتر دوست دارد. اما زن کولی بی اعتنا از کنار مهره گذشت و به سوی پلکان خروجی پارک به راهش ادامه داد. -اگر من بچه‌ها را بردارم و بروم مشکل حل می‌شود؟همین‌که بچه‌های من و تو در امن و آسایش بودند؟آسوده می‌شوی؟این خانواده کوچک باید به هر قیمتی حفظ شود؟ -این مزخرفات چیست؟مگر من برای حفظ آن‌ها چه کرده‌ام؟دزدی کرده‌ام؟ جنایت کرده‌ام؟جنگ و خونریزی به راه انداختم؟من فقط می‌خواهم آن‌ها را از محیطی که برایشان خطر مرگ دارد دور کنم. -اگر بتوانند به این آسانی از مادر و سرزمین آباء و اجدادی ببرند، به چه چیز پایبند خواهند بود؟ -مگر لازم است به چیزی پایبند باشند؟از این مزخرفات رها می‌شوند و فقط در فکر پیشرفت و ترقی خود خواهند بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.