Skip to main content
فهرست مقالات

توضیح مختصر درباره: مازندران در شاهنامه

نویسنده:

(3 صفحه - از 589 تا 591)

خلاصه ماشینی:

"او به ایران می‌آید و ضمن سخنانی به کاوس می‌گوید: چنین گفت:کای پادشاه جهان سزاوار تختی و تاج مهان ز تو پیشتر پادشه بوده‌اند که این راه هرگز نپیموده‌اند که بر سر مرا روز چندی گذشت سپهر از بر خای چندی بگشت منوچهر شد زین جهان فراخ ازو ماند ایدر بسی گنج و کاخ همان زو و با نوذر و کیقباد چه مایه بزرگان که داریم یاد ابا لشکر گشن و گرز گران نکردند آهنگ مازندران که آن خانه دیو افسونگرست طلسم است وز بند جادو درست مر آن را به شمشیر نتوان شکست به گنج و به دانش نیاید به دست هم آن را به نیرنگ نتوان گشاد مده رنج و گنج و دوم را بباد همایون ندارد کس آنجا شدن وز ایدر کنون رای رفتن زدن سپه را بر آن سو نباید کشید ز شاهان کس این رای هرگز ندید مهم‌ترین نکته‌ای که در نصایح زال چشمگیر است، عبارت است از این‌که:شاهان گذشته، هرگز به سوی مازندران نرفته‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.