Skip to main content
فهرست مقالات

خوشنام، شاعری از گلشن ادب عوام

نویسنده:

(7 صفحه - از 948 تا 954)

کلید واژه های ماشینی : خوش‌نام، شعر، مرد، مردم، خاک، کلام، صفا، قلم، سواد، نقاشی

خلاصه ماشینی:

"هم‌ غمنگار غمخانهء آخرت می‌شود و هم از عشق و بادهء خوشگوار دلدادگی یاد می‌کند: خوشست باده اگر عارفانه ما نوشیم‌ به زیر سایهء طوبی و نم‌نم باران گرچه در بیاض و مسودهء خود،محیا می‌نویسد و طلوع از طولوع و سفر را صفر و حاصل را حاسل،اما چه باک که سحر کلامش خبط قلم را می‌پوشاند و خود نیز در چنبرهء احساس اسیر می‌گردد و آتش به خرمن جانش می‌زند: ای قلم خوشنام را آتش مزن‌ خون چکد از دیدگاه مرد و زن محمد علی شعبانی با تخلص«خوشنام»در نبش گذرگاه خسته جانان ابن بابویه، دکانی آراسته است و به دکانداری و با فروش نقل نبات و خرما برای«خیراتی بر سر خاک»-و با زمزمهء دلنشین برخاسته از سینهء یک مرد عامی،مرده‌پرستی و زنده‌کشی را ننگ و عار می‌داند. چه کند کار نیامد ز دست خوشنام‌ قلمش نوحه‌گر خون شهیدان بوده شعر خوشنام-شاعری از خطهء ادب عوام-با زندگی و کار او درهم‌آمیخته و جدا از همدلی او با مردم نیست: گفتم ای مرد غنی حال فقیران را بین‌ شب تاریک وی و کاخ چراغانت بین‌ عیش و نوش و آن مصرف بیجا کردن‌ شب بی‌شام و غم کودک حیران را بین بلافاصله می‌گوید: بر تهی دستان به روز بینوایی‌کن نظر گر شنیدی ناله‌ای برخیز و زود امداد کن‌ دستگیری در جهان چون کار مردان خداست‌ مرد شو بهر خدا،افتاده‌ای را شاد کن گفتم که خوشنام،در گذر اهل عزا به ماتمکدهء ابن بابویه-دکان باز کرده است و ضرباهنگ سنگ مزارتراشان هماغوش مغازهء نقل و نبات فروشی او دمی قطع نمی‌شود و تابوت اهل قبور بر دوش ماتمدیدگان از برابر دیدگان خوشنام می‌گذرد و بسیار هنگام، خوشنام-خود نیز به زیر تابوت می‌رود و این امر را مستحب می‌داند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.