Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از یک مادربزرگ: زبان معلم

(8 صفحه - از 34 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : معلم، کودک، مادر، دختر، روانشناسی، خانم معلم با حرف بچه‌ها، زبان معلم، پدر و مادر، حرف خانم معلم با حرف، آموزش

خلاصه ماشینی:

"خوشم آمد از فکر و هوش و قدرت دور- اندیشی این دخترک اما منهم از رو نفرتم و این‌ گروه کوچک را سایه‌وار دنبال می‌کردم و آنها هم‌ با شتاب می‌رفتند همین که خانم جوانی را که از روبرو می‌آمد دیدند قدرت بیشتری پیدا کردند و بسوی او دویدند شروع کردند با او یواش‌یواش‌ صحبت کردن بعد برگشتند نگاهی به پشت‌ افکندند و مرا با دست نشان دادند،خانم‌ جوان خندید دست دخترک را گرفت گفت نه‌ عزیزم این از قیافه‌اش پیداست که بچه‌دزد نیست‌ می‌خواسته تو رو آروم کنه بگو به بینم چرا چشمانت‌ سرخ شده و چرا گریه کردی؟بچه شروع کردند همگی با هم به صحبت کردن این یکی می‌گفت‌ خانم بزارین من بگم... این صحیح است که گهگاه برای بچه‌ها تادیب لازم است و اگر بچه‌ها را بخودشان‌ بگذارند دیگر هیچکس و هیچ‌چیز جلودارشان‌ نیست اما شعار معلم باید با یک نگاه راندن و با یک نگاه خواندن باشد،اگر معلم مادر یا پدر روحانی است باید کودک از خشم او بدامن‌ پرورش پناه ببرد و زهر نگاه را با شهد خنده‌ بیامیزد فقط نگوید که بچه باید کتک بخورد و ناسزا بشنود تا آدم شود او خود آدمی است‌ با تمام خصائصش،معلم هم باید همه چیزش‌ آموزنده باشد..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.