Skip to main content
فهرست مقالات

ظلم ستیزی و عدالت خواهی در شعر فارسی

نویسنده:

(4 صفحه - از 10 تا 13)

کلید واژه های ماشینی : ظلم، عدل، دیوان، جور، شاه، سلاطین، شعرا، رعیت، سنائی غزنوی، حقوق

خلاصه ماشینی: "محمد بن غازی ملطیوی،که از وزرا و کتاب شاهان سلجوقی بوده و در سال 906-016 کتاب‌ برید السعاده را برای عز الدین کیکاوس اول از پادشاهی‌ سلاجقهء روم ساخته است،در این مورد می‌گوید: اگر عادل نباشد شاه و منصف‌ حقیقت سایهء یزدان نباشد به نزد اهل دانش شاه ظلم‌ بجز در زمرهء شیطان نباشد44 بابا افضل کاشانی نیز سلطان ظالم از شیطان‌ می‌خواند و نه سایهء رحمان: سلطان که نه عادل است شیطان باشد گرگ رمه و شغال بستان باشد گر عدل کند سایهء یزدان باشد پشت خرد و پناه ایمان باشد54 از همین‌رو است که پذیرفتن رهبری اینان موجب‌ گمراهی و تباهی دانسته شده و ستمکاران به حیوانات‌ درنده تشبیه شده‌اند،سنائی غزنوی می‌گوید: تا که دیوت بود به راه دلیل‌ نکند با تو همرهی جبریل‌64 عثمان مختاری نیز می‌گوید: هر که را رهبری کند خفاش‌ گو بر امید آفتاب مباش‌74 ابو سعید ابو الخیر ظالم را به سگ مانند کرده است: گر عدل کنی بر جهانت خوانند ور ظلم کنی سگ عوانت خوانند84 فردوسی تنفر خود را از بیدادگر بیان داشته و او را به‌ پلنگ مانند کرده است: به بیدادگر بر مرا مهر نیست‌ پلنگ و جفا پیشه مردم یکیست پلنگی به از شهریاری چنین‌ که نه شرم دارد نه آیین دین‌94 ناصرخسرو که حاضر نمی‌شود«قیمتی در لفظ دری‌ را به پای خوکان»بریزد،ستکاران را به گرگ و دیو و خوک تشبیه می‌کند،و با به کار گرفتن این الفاظ،درنده‌ خویی،گمراهی و نجاست سلاطین زمانش را به ذهن‌ خواننده منتقل می‌نماید: گرگ درنده ندرد در بیابان گرگ را گر همی دعوی کنی در مردمی،مردم مدر05 * گرگست نیست مردم،آن کس که دادگر نیست‌ برتر ز داد و دانش اندر جهان اثر نیست‌15 * گرگی تو نه میر مر خراسان را سلطان نبود چنین،تو شیطانی‌25 سنائی غزنوی پادشاه حریضی را که بر مردمی گرسنه‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) حکومت می‌کند،سگ و مور و مار می‌نامد: گرسنه مردمان و کسری سیر سگ بود اینچنین امیر نه شیر35 مبر کز حرص و ظلم دارد تیر خوان مر او را تو مور و مار نه میر45 میر حسینی هروی پادشاهان را به سگانی که بر سر مرداری به پیکار برخاسته‌اند،مانند کرده است: حقا که اگر به نور توفیق بینا شوی از طریق تحقیق‌ شاهان گدای روی بینی‌ نی‌شه که سگان کوی بینی‌ آویخته روز و شب به پیکار با هم ز پی دولقمه مردار55 اوحدی مراغی نیز سلاطین را،که تنها به جمع‌ آوری خراجات می‌پردازند و اندیشهء دزدان مردم‌خوار را ندارند،مار و مور می‌نامد: همه مارند و مور میر کجاست؟ مزد گیرند!دزدگیر کجاست؟65 حرص و طمع سلاطین و جور و ظلم آنان به مردم‌ اثری جز پریشانی و نابسامانی به جای نمی‌گذارد."

صفحه:
از 10 تا 13