Skip to main content
فهرست مقالات

«عشق» و «عقل» در شعر کمینز

نویسنده:

(3 صفحه - از 14 تا 16)

کلید واژه های ماشینی : شعر، عشق، شعر کمینز، عقل، شاعر، ادبی، انسان، امریکا، خواننده، پرندگان

خلاصه ماشینی:

"11» از آن‌جایی که نخست احساس است چه کسی کمترین توجهی به ترکیب اشیا که هرگز کاملا ترا نمی‌بوسند خواهد داشت؟ * سرتاپا دیوانه بودن هنگامی‌که بهار در جهان است * این را خون من تصویب می‌کند و این را که بوسه‌ها سرنوشتی بس نیکوتر از عقلند خاتونا این را به جان همهء گلها سوگند می‌خورم پس گریستن بس کن که برهم‌زدنهای پلک تو از نیکوترین کنش مغز من نیکوتر است بر هم زدن پلک تو که می‌گوید ما برای همیم: پس بخند (به تصویر صفحه مراجعه شود) آپولینر پس به بازوان من تکیه زن زیرا زندگی بندی از یک نوشته نیست و مرگ چنین می‌اندیشم که هلالینی نباشد21 شاعر و هنرمند که آگاهی کامل از آینده دارند و نگران وضعیت انسانند،از راه احساس به این آگاهی‌ می‌رسند ولی کاری از دستشان ساخته نیست چون آنهایی‌ که به«عقل»خودشان می‌نازند توجهی به هشدارهایشان‌ نمی‌کنند. آنها یک دنیای تصنعنی برای خود ساخته‌اند، دنیایی که در آن«رؤیاها»نابود شده‌اند،شاعر فقط از زیباییهای طبیعت آگاه است وگرنه این توان را ندارد که‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) طرحی نو دراندازد تا آزادمردان آسان به کام دل‌ برسند: و آن‌گاه سپیده‌دم است جهان پیش می‌رود که رؤیاها را نابود کند * به خیابان نگاه می‌کنم آنجایی که مردان نیرومند در کاوش نانند و به چهره‌های ددصفتانهء مردم:راضی،وقیح ناامید،ستمگر و شاد می‌نگرم."

صفحه:
از 14 تا 16