Skip to main content
فهرست مقالات

ویرایش متون ادبی

نویسنده:

(4 صفحه - از 16 تا 19)

خلاصه ماشینی:

"این نویسنده در دفاع از سبک نگارش ارتجالی خود می‌گوید،«خب،ببینید،آیا هیچ شده که در کافه‌ای پای صحبت آدمی نشسته باشید که دارد ماجرایی را با آب‌وتاب برای یک مشت آدم دیگر تعریف می‌کند؟آیا تاکنون شده که این آدم از حرف زدن‌ بازایستد تا جملاتش را تصحیح کند؟» زبان‌شناسانی که هر از گاهی دوست دارند در کسوت عالمان علوم دقیقه ظاهر شوند،خواهند پرسید که فاش و بی‌پرده بگویید،آیا مقصود شما از ویرایش‌ ادبی آن است که همه هنویسندگان ما از این پس باید از یک نوع زبان معیار پیروی کنند و مثلا همه درست مثل‌ مرحوم مینوی بنویسند و یا از ضوابط دستور زبان«پنج‌ استاد»تخطی نکنند؟چه اشکالی دارد که به جای«فلانی‌ هیچ گمان نمی‌کرد»بگوییم«فلانی هیچ فکرش را نمی‌کرد»و نه تنها در مملکت ما که در دیگر جاها نیز کساین هستند که از نگریستن در آیینه اکراه دارند و گاهی از شدت این احساس کارشان به آیینه‌شکنی هم‌ می‌کشد. آنان طوری از شلختگی زبانی خود دفاع‌ می‌کنند و آن را به حساب ذوق و پسند عوام می‌گذارند که‌ گویی چون مردم ما کم‌کم به خوردن چای بی‌رنگ‌ و بو و خاصیت و اغلب زیان‌آور تعاونی عادت کرده‌اند،اگر روزی به آنها استکان چای مرغوب‌دار جلینگ تعارف‌ شود،بلافاصله استفراغ خواهند کرد!از سوی دیگر آنها چنین استدلال می‌کنند که چون پیشینهء رمان کلاسیک‌ غربی را نداشته‌ایم پس هیچ راه میان‌بری وجود ندارد و نویسنده ما جبرا باید بنشیند و در عصر تلویزیون‌ و میکروپروسسور دهها صفحه را به سبک بالزاک یا امیل‌ زولا در توصیف یک غاز یا مزرعه سیاه کند. » می‌بینید که کاربرد ویرایش ادبی تا کجاست،و اگر ویراستار مثل مورد خیالی بالا گرفتار مالیخولیا باشد حتی هاملت اثر شکسپیر را مصون از دخل و تصرفات‌ همکاران خود نمی‌داند و آن شاه سخن تراژدی شکسپیر، یعنی جمله معروف«بودن یا نبودن:مسئله این است»را نیز به آنها نسبت می‌دهد."

صفحه:
از 16 تا 19