Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از مادر بزرگ: مداد پاکن

(4 صفحه - از 42 تا 45)

خلاصه ماشینی:

"مثل اینکه‌ هنوز وقت زیادی داشت با تانی بطرف‌ دستشوئی رفت تا و1و بگیرد و نماز بگذارد اما قبل از رسیدن بدستشوئی پرده را کمی‌ عقب زد،از آسمان و ستاره اثری دیده نشد او وضو گرفت و سجاده‌اش را گشود و بنماز ایستاد پس از پایان نماز و راز و نیاز بدرگاه‌ خدای یکتا برای آماده کردن صبحانه بطرف‌ آشپزخانه رفت،سماور را روشن کرد آنگاه با صدای بلند گفت:بچه‌ها بلندشین... مادر دلسوز برای اینکه هوای سرد بیرون از اطاق موجب سرماخوردگی آنها نشود لگن و پارچ آبی باطاق آورد و بچه‌ها دست و روی خود را شستند و مشغول پوشیدن‌ لباس شدند... همسایه‌ها هم حق را به سوسن دادند اما گفتند بهتر بود که تو میآمدی و برای مامانت‌ میگفتی تا مامانت بیاد پهلوی خانم معلمت‌ تو بدکاری کردی که رفتی زیر تخت و خودت‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) رو از چشم مامانت مخفی کردی..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.