Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از مادر بزرگ

(4 صفحه - از 44 تا 47)

خلاصه ماشینی:

"آنها خمشگین بودند از اینکه‌ فرزندشان از راه جهالت و نادانی این بلا را بر سر خود آورده نه از راه خدمت زیرا اگر او میخواست خدمت کند باید تعلیم ببیند و اگر تعلیم دیده بود راه رودرروئی با دشمن‌ و طرز برخورد و جنگ و ستیز و حمله و یا دفاع‌ را آموخته بود اما او امروز که دستش فلج و از کار افتاده فدای غرور نابجا و نافرمانی از حرف پدر و مادر شده است که باید از این‌ پیش‌آمد لااقل برای آینده درس عبرت بگیرد و در رفتن راه کج اصرار نورزد که راه کج او را بگورستان میبرد نه بگلستان،او را نه تنها بسرمنزل مقصود نمیرساند بلکه برای همیشه‌ از هدف دور میسازد چه اگر علی سلامت بود در آینده میتوانست خدمات قابل توجهی به‌ مملکت و افراشتگی پرچم اسلام بر سرزمین- های کفر بنماید ولی اکنون که دست راست او از حرکت باز مانده چه میتواند بکند جز آنکه‌ بار غم بیدستی را بر دوش بکشد و نقاب‌ خجلت و شرمساری از پدر و مادر را بر روی‌ زند و تا واپسین روزهای زندگی تلخی‌ نافرمانی و سرخی شرمساری در ذائقه و رخسار او بر جای خواهند بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.