Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از مادر بزرگ: متحد باشید

(4 صفحه - از 48 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : مادر، پول، قرض، آقا کمال، کمد، قرض محسن فکر مادر، مادر محسن، چوب، خانه آقا کمال، خوب

خلاصه ماشینی:

"در منزل آقای‌"م‌"با خوش‌آمدگوئی خانم و آقای‌"م‌"مواجه‌ شدند و پس از تعارفات لازم و اظهار خوشوقتی‌ از اینکه پس از سالها همسایه بودن برای‌ اولین بار در منزل از یکدیگر پذیرائی میکنند مشغول صحبت شدند از هر دری سخن میگفتند بالاخره از سروصدای بچه‌ها،شیطنت بچه‌ها درس خواندن آنها سخن بمیان آمد اصولا وقتی خانمها دور هم می‌نشینند بیشتر صحبت آنها بدور رفتار و کردار بچه‌ها میچرخد،خلاصه خانم آقای‌"م‌"میگفت‌ امروز کامبیز که از مدرسه بمنزل آمده پنجاه‌ تومان خواسته من با این پول دادنها موافق‌ نیستم،او هر چه التماس کرد من از این‌ گوش شنیدم و از گوش دیگر بیرون کردم، حتی میگفت میروم از مادر محسن قرض میکنم‌ باز هم محلش نگذاشتم اصولا نگفتم تو با کی‌ حرف میزنی اما خانم‌جان این آقا بچه‌ خراب کن است تا از راه رسید کامبیز پرید او را بغل کرد،ماچش کرد گفت بابا باید پنجاه تومان بدی..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.