Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از مادر بزرگ: بنویس، بنویس

(4 صفحه - از 44 تا 47)

کلید واژه های ماشینی : مادر، معلم، کودک، تکالیفش، مامان، مداد، مدرسه، نوشتن، حسین کوچولو، مامان حسین کوچولو

خلاصه ماشینی: "پدر ناراحت بود اما هیچ نمیگفت چون‌ معتقد است که بچه باید از روز اول خوب‌ درس بخواند و تکالیفش را انجام دهد تا عادت کند،بعلاوه میترسید اگر حرف بزند و فرزندش در آینده خوب درس نخواند موجب و مسببش او باشد،مادر هم که باید زندگی یک خانواده شش نفری یعنی خودش‌ شوهرش و چهار فرزندش را اداره کند بیشتر از این ظرفیت ندارد از کار روزانه خسته‌ است و شب‌هنگام هم باید به تکالیف‌ فرزندانش رسیدگی کند که خوب آنها را انجام دهند... بقیه در صفحه 25 نامه‌ای از مادربزگ بقیه از صفحه 74 خلاصه پس از چند روز معلوم شد که‌ پدر این شگرد را بکار گرفته برای اینکه هم‌ مادر از شدت سختگیری‌اش نسبت به حسین‌ کوچولو بکاهد هم خودش مستقیم دخالتی‌ نکرده باشد پیغامی به معلم نداده بود. شما توقع نداشته‌ باشید که کودک وقت بازی را مشق بنویسد، وقت گردش را که با هم میرفتید حالا باز هم مشق بنویسد وقت مشق و انجام تکالیف‌ را هم که انجام بدهد بعد سرش را روی‌ کتاب بگذارد و مداد میان انگشتانش باشد و خوابش ببرد کودکی که در خردسالی کارها و بازیهای‌ اقتضای سنش را نکند در جوانی سرخورده‌ است همیشه افسوس دوران بچگی را میخورد و غالبا اینگونه افراد چون خود ناکامی‌ کشیده‌اند و از کودکی و جوانی بهره نبرده‌اند وقتی صاحب فرزند میشوند برای اینکه‌ فرزندانشان مثل خودشان عقده پیدا نکنند آنها را آزاد میگذارند و چه بسا که فرزندان‌ اینگونه افراد بی‌بندوبار،بادی بهر جهت‌ و لاابالی بار میایند..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.