Skip to main content
فهرست مقالات

داستانی دیگر: فریادهای بی ثمر

(7 صفحه - از 48 تا 54)

کلید واژه های ماشینی : پدر و مادر، محبت، سم، همسایه‌ها، نوجوان، صبح، کودک، فریادهای بی‌ثمر، جمعیت، بخانه

خلاصه ماشینی: "مردی عصبانی و بددهن است‌ به علاوه عادت به کتک زدن هم دارد هر روز صبح که پای سفره چای میرود آنقدر بهانه‌گیری میکند تا بالاره آسیه خانم‌ به صدا در می‌آید وقتی صدای او در آمد زبان به فحش و ناساز میگشاید و بعضی‌ وقتها هم کار آنها به کتک‌کاری میکشد پس‌ از فحش و کتک‌کاری از خانه بیرون و بسر کار میرود،وقتی بخانه بازگشت دوباره این‌ برنامه تکرار میشود... اگر زن و شوهر تا این‌ اندازه با هم ناسازگاری دارند که عرصه را حتی برای فرزندان خود تنگ میکنند و نمیتوانند با هم همفکری و همگامی داشته‌ باشند و دائم با هم به ستیز برمیخیزند بهتر است مدتی از هم جدا زندگی کنند تا فرصتی‌ برای تجدید نظر در طرز رفتارشان داشته‌ باشند و عامل قتل جوانانی امثال این دو جوان نشوند... همانطور که‌ کودک به غذا و آب و هوا احتیاج دارد به‌ محبت هم نیاز دارد،باید آنها بفهمند و درک کنند که پدر و مادر دوستشان دارند و یار و غمخوار آنان هستند... پدر و مادری که‌ خانه را صحنه کارزار میکنند و دائم با یکدیگر به ستیز و خرده‌گیری برمیخیزند و راحت و آسایش را از فرزندان و دیگر افراد خانواده میگیرند بزرگترین اشتباه بلکه‌ خطا را مرتکب میشوند و گناه آنها گناهی‌ است نابخشودنی.... فقط نان‌آور خانه بودن و شکم بچه‌ها را سیر کردن و تن‌پوشی به آنها پوشاندن وظیفه‌ پدری نیست،این کار را یتیم‌خانه‌ها و پرورشگاهها هم میکنند و شاید خیلی بهتر از بعضی پدر و مادرهای بی‌بضاعت هم‌ بکنند اما چیزی که مهم است و باید بکودکان داده شود تا آنها را انسان بار بیاورد محبت‌ است..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.