Skip to main content
فهرست مقالات

غزل

شاعر:

(1 صفحه - از 21 تا 21)

خلاصه ماشینی:

"پس از آنکه کسانیکه در جستجوی تموچین بوند ناامیدبازگشتند،سورقان شیره‌ گفت:«نزدیک بود تو ما را چون خاکستر بباد دهی»3. در آن هنگام که مادر و برادران و زنان و کودکان تموچین هیچگونه امیدی بباز گشت‌ وی نداشتند،و مرده‌اش می‌انگاشتند و در سوگ وی روزگار می‌گذرانیدند،تموچین بنزد ایشان بازگشت در حالیکه از نابودی حتمی رهائی یافته بود. از آن پس تموچین بتقویت قوای خود پرداخت. س. بند 87 گلچین معانی غزل روی تو را بشب تار بسته است‌ موی تو هاله بر مه رخسار بسته است‌ اظهار شوق را چه مجالست پیش تو شرم شوق را لب اظهار بسته است‌ دست نیاز کس نگرفت دامنت‌ نازت ره نیاز گرفتار بسته است‌ آنجا که جلوه‌گر شوی،از دور باش حسن‌ دلداهء ترا ره دیدار بسته است‌ کی خوانیم بسوی خود ای پادشاه حسن‌ کاین خسته تا تو باردهی،بار بسته است‌ پنهان چگونه از تو کنم اضطراب دل‌ رنگ پریده‌ام در انکار بسته است‌ گلچین دلم جز از پی خوبان نمی‌رود شادم بجان که پند مرا کار بسته است"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.