Skip to main content
فهرست مقالات

ساقه سبز کله

نویسنده:

(5 صفحه - از 558 تا 562)

کلید واژه های ماشینی : برنج، بیجار، نشاء، گاو، ساقه سبز کله، شوکت، آب، ایوان، رحمت، دختر

خلاصه ماشینی:

"نگاه شوکت پهنه ابر غبار گونه را تاخط افق که شالیزار را بارنگ ارغوانی بریده بود، دنبال کرد. ماردش دیگ برنج را رو چراغ گذاشته بود و حالا قوز کرده کنج ایوان نشسته بود، شوکت سفره انداخت. » شوکت به چشم‌های گود افتاده مادرش نگاه کرد. باران یک‌روند، مثل طناب می‌بارید و او توگل‌وشل پرآب، داشت نشاء می‌کرد زن‌های کله‌های دیگر دست از نشاء برداشته بودند و داشتند می‌رفتند. » شوکت پاشد و مادرش راکول کرد و راه افتاد. مادرش هم‌آن‌ورتر افتاده بود و زیر لب می‌نالید: «عین قدیم من دختر. نیمه‌های شب باز نالید: «هوا چه سدره!» رحمت لحاف خود و پسرش را هم رو شوکت انداخت. رحمت به تشک نگاه کرد و گفت: «خون چیه؟» بعد سر شوکت را بلند کرد و اورا نشاند، «خون!» مادر همانطور نشسته به طرف شوکت آمد و پیراهن او را بالازد: «از زالوهاست. از تو حیاط به شوکت گفت: «می‌رم بیجار سر، آب کله‌ها رو خالی کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.