Skip to main content
فهرست مقالات

خون گوسفند

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 592 تا 595)

کلید واژه های ماشینی : خون گوسفند، چوپان، سربازان، آلمان، آلکس، به‌سوی میدان مشق راه، آغل، به‌سوی میدان مشق به راه، چاقوئی، فرمان

خلاصه ماشینی:

"در اثنایی که آلکس فندکش را، که نمی‌خواست روشن شود، می‌زد، چوپان گفت:«اگر بتوانی یک دفعه دیگر هم بافرمانده صحبت کنی... و چون لحظه‌به‌لحظه بیشتر سرحال می‌آمدند و می‌خندیدند، چوپان فکر کرد که دیگر همه چیز بروفق مراد خواهد شد؛آنها موضوع را به فرمانده خواهند گفت و او خواهد توانست گوسفندها را در میدان مشق چرا دهد. سپس چشم سربازان در تاریکی به گوسفندها افتاد-این توده خاکی رنگ خاموش که کنار هم ایستاده بودند و صورت، پوزه و چشم‌های نمناکشان متوجه جلو بود. سربازان دیگر هم به سوی بقیه گوسفندان رفتند، یکی پس از دیگری، و آنها را به زور بیرون کشیدند. چوپان کلماتی را که به خاطر سپرده بود، با فریاد ادا کرد: ym llik ton I» «peehs سربازان گفتند:«باشد، peehs ruoy llik eW 1 و به دیگران تأسی کردند: هریک از آنان چاقویش را در بناگوش گوسفندی فروبرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.