Skip to main content
فهرست مقالات

مالارمه مقدمه ای بر مجموعه اشعار استپان مالارمه

نویسنده:

مترجم:

(8 صفحه - از 634 تا 641)

کلید واژه های ماشینی : شعر، تصادف، شاعر، خودکشی، مرگ، خاطره، مالارمه مقدمه‌ای بر مجموعه اشعار، جهان، خدا، انسان

خلاصه ماشینی:

"در نظام متافیزیکی مالارمه وجود هیچ چیز تصور نمی‌شد، مگر ماده:زمزمه جاودانی وجود، فضایی که نسبت«به انبساط یا انقباض بی‌اعتناسی، »ظهور انسان قرار بود، برای او، جاودانگی را به زمانمندی و نامتناهی را را به تصادف بدل کند. در جریان این مرگ مصنوعی اختیاری، مالارمه به ناگهان آموزه خویش را کشف کرد:دلیل مؤثر بودن خودکشی آن است که نوعی فعالیت منفی(مشخص)را جانشین نفی مجرد و بی‌ثمر تمامی هستی می‌کند. اثباتی عملا پیشینی، اما بی‌پا به-مالارمه نکته بین‌تر از آن بود که نفهمد هیچ آزمون «پس پرتاب یک تاس هرگز آن را ازمیان نخواهد برد»در هر عملی که حاوی عنصری از تصادف است، این تنها تصادف است که اندیشه یا ایده خود را تصدیق یا تکذیب خویش، به انجام می‌رساند. شعر این فرزند و خصم تصادف، با عمل تخریب خویش، تصادف را نابود می‌کند، زیرا نابودی تمثیلی (سمبولیک)آن، نابودی خود انسان است. همه آنچه باید می‌کرد تظاهری ساده بود مبنی بر این‌که تمامی زندگی‌اش وقف این شی‌ء غایب گشته است:تفسیری از کره خاک از دیدگاه آیین ارفیسم * (تفسیری که چیزی جز خود شعر نبود). آنچه او از خود می‌پرسید در یک کلام این بود:آیا می‌توان از درون جبر msinimreteD راهی به بیرون آن یافت؟آیا ممکن است که پراکسیس‌ sixarP را واژگون کرده و ذهنیت را با فروکاستن خود و جهان به عینیت، دوباره کشق کرد؟او به شکلی منظم چیزی را برهنر اعمال کرد که تا آنزمان صرفا اصلی فلسفی بود، و می‌رفت تا به حکمتی سیاسی بدل شود:«بساز و در ساختن خود را بساز."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.