Skip to main content
فهرست مقالات

شعر پاره ای از وجود شاعر است

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 62 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : شعر، شاعر، قامت، شکسپیر، معنی، کلمه، شاعر بزرگ، خوانندگان، وردزورث، ارزش، کار، آثار، تجربه، زبان، اندیشه، الیوت، یتس، وجود شاعر، توان ذهنی اوفوق‌العاده و کار، گمان، ذهنی، شاعر ضعیف و معمولی، گمان این‌که شاعر، کار شاعر، آثار شاعر بزرگ، ممکن، ارزش ابزار انتخابیش، معنی شعر، شعرپاره‌ای از وجود شاعر، خواننده شعر

خلاصه ماشینی: "شعرپاره‌ای ازوجود شاعر است نوشته رون‌تامسترجمه ضیاءالدین ترابی(به تصویر صفحه مراجعه شود)هنرمند کسی است که عناصر کارش رادر ارزش ابزار انتخابیش می‌بیند. فرض بر این استکه دو نوع کار ادبی به ما عرضه شدهاست و تا آنجا که دید ما یاری می‌دهدقابل جا به جایی و دگرگونی نیست وهر دوی آنها را کامل می‌پنداریم،آیا ایندرست نیست که اغلب یکی از این دوبرایمان با ارزشتر از دیگری تجلی می‌کند؟برای مثال،از نظر زیبایی‌شناسی،من،شعر«پروای گل سرخ»والر راخوشایندتر از شعر«سرودی برایخدا»ی دان می‌یابم،ولی اطمینان دارمکه شعر«دان»برایم بیشتر از شعر«والر»ارزش دارد. گذشته از آن،آیا ما برای شعرهای غنایی بیشتر ازشعرهای ماندگار ولی ناقص دراماتیک،ارزش قائل نیستیم؟کارهایی چون«شاه‌لیر»و«برادران کارامازوف»هردو دارای نواقصی هستند،و آیا درست بههمین دلیل نیست که ارزش آنها از«غرور و تعصب»که اثری بی‌نقص کاملاست،کمتر است. آنانزنده و واقعی هستند،پوچ و توخالینیستند،به خودشان دروغ نمی‌گویند،و اهمیت آنها برای ما در گفتار و کردارشاننیست،بلکه صرفا به این دلیل مهمهستند که وجود دارند. حال با وجود این که تعریف معنی«قد و قامت»مشکل است،ولی تصورچهار خصیصه‌ای که آثار یک شاعر بزرگرا از کار یک شاعر ضعیف و معمولی متمایزمی سازد امکان‌پذیر است. و هیچ شاعر بزرگ وبلند آوازه‌ای وجود ندارد که استعدادهنریش را سخاوتمندانه عرضه نکردهباشد،و این حرف حتی پس ازسرند کردن کارهای کم‌مایه آنان نیزدربارۀ ایشان صادق است. با حذف دوران جوانی شاعر بزرگ-که ممکن است کمی بهتر ازتمرینهای تقلید گونه مشخص جوانآموزنده‌ای باشد که در حال یادگیریدسته‌بندی موازین شعری است-به دلیلوجود همین توان استقلال است که درآثار شاعر بزرگ می‌توان نوعی وحدت ویگانگی یافت،گرچه کارهای اولیه اوبیشتر به کار شاعر جدیدتری می‌ماندولی بدون شک کار خود اوست،وگرایشهای اولیه او از طریق همیناسقلال اخیر کارهایش روشن و آشکارمی‌شود."

صفحه:
از 62 تا 63