Skip to main content
فهرست مقالات

معانی «قصه حلاج» در غزلیات عطار

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"برای این کار مفید است‌ که به هر یکی از آنها نمره‌ای بدهیم از یک تا پنج(طبق‌ ترتیب دیوان):یک-دیوان،ص 239/دو-ص‌ 257/سه-ص 296/چهار-ص 304/پنج-ص 306 در مطلع غزل اصلی عطار می‌گوید: «پیر ما وقت سحر بیدار شد» از در مسجد بر خمار شد» مطلع غزل سوم این است: «بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد در بن دیر مغان می خور و اوباش شد» در مطلع غزل چهارم گفته می‌شود: «پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد در صف دردی کشان دردی‌کش مردانه شد» همین مشابهت را میان بیت دوم غزل اصلی و غزلیات دیگر ملاحظه می‌کنیم: «از میان حلقه مردان دین‌ در میان حلقه زنار شد» بیت دوم در غزل اول این طور است: «خرقه آتش زد و در حلقه دین از سر جمع‌ خرقه سوخته در حلقه زنار نهاد» امکانات شرح معانی غزل اصلی با استفاده از ذکر حلاج در مقاله خانم چالیسوا نشان شده است و تکرار شرح همین معانی اینجا لازم نیست. در یکی از اخبار ذکر نوشته شده که بر نردبان دار حلاج شعری خواند:«حریف من منسوب‌ نیست به حیف بداد شرابی چنانک مهمان مهمانی‌ دهد چون دوری چند گذشت شمشیر و نطع خواست» (ص 143-142) بنا بر این در بیت سوم نه فقط کنایه اعدام حلاج وجود دارد،بلکه درباره قدم اول،طریق خدا هم به کنایه گفته‌ می‌شود. در مقطع این غزل معنی اصلی قصه حلاجی که به‌ نظر ما مقصود عطار-چه در تذکره چه در تمام غزلیات‌ حلاجیه-می‌باشد،روشن‌تر از همه اظهار شده است: در طریق حلاج به خدا واقعا اثبات کار وی از روی نفی‌ شده است."

صفحه:
از 32 تا 33