Skip to main content
فهرست مقالات

حلاج از نگاه عطار

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : حلاج، عطار، غزل، شعر، پیر، متن غزل قصه حلاج، تعلیل باطن معانی ابیات غزل، غزل قصه حلاج، معانی، حلاج از نگاه عطار

خلاصه ماشینی: "غزل‌[قصه حلاج‌] پیر ما وقت سحر بیدار شد از در مسجد بر خمار شد از میان حلقه مردان دین‌ در میان حلقه زنار شد کوزهء دردی به یک دم بر کشید نعره‌ای در بست و دردی خوار شد چون شراب عشق در وی کار کرد از بد و نیک جهان بیزار شد اوفتان خیزان چو مستان صبوح‌ باده‌ای بر کف سوی بازار شد غلغله در اهل اسلام اوفتاد کای عجب این پیر از کفار شد هر کسی می‌گفت کاین خذلان بود کان چنان پیری چنین غدار شد هر که پندش داد بندش سخت کرد در دل او پند خلقان خار شد خلق را رحمت همی آمد بر او گرد او نظارگی بسیار شد آن چنان پیر عزیز از یک شراب‌ پیش چشم اهل عالم خوار شد پیر رسوا گشته مست افتاده بود تا از آن مستی دمی هشیار شد گفت اگر بدمستی‌ای کردم رواست‌ جمله را می‌باید اندر کار شد می سزد در شهر اگر مستی کند هر که او خود بددل و عیار شد خلق گفتند این گدای کشتنی است‌ کشتن این مدعی نهمار شد پیر گفتا کار را باشید زود کاین گدای گبر دعوی دار شد صد هزاران جان فدای روی آنک‌ جان صدیقان بر او ایثار شد این بگفت و آتشین آهی بزد آنگهی بر نردبان دار شد از غریب و شهری و از مرد و زن‌ سنگ از هر سو بر او انبار شد پیر در معراج خود چون جان بداد در حقیقت محرم اسرار شد جاودان اندر حریم وصل دوست‌ از درخت عشق برخوردار شد قصه آن پیر حلاج این زمان‌ انشراح سینه ابرار شد در درون سینه و صحرای دل‌ قصه او رهبر عطار شد چنان که می‌بینیم غزل اصلی حلاج مشتمل بر بیست و دو بیت است و از لحاظ کمیت ابیات طبق‌ قواعد غزل‌نویسی تقریبا سه برابر یک غزل معمولی‌ است."

صفحه:
از 34 تا 35