Skip to main content
فهرست مقالات

مرد کار افتاده باید عشق را

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : حکایت شیخ صنعان، عشق، عطار، داستان، داستان شیخ صنعان، حکایت شیخ صنعان عطار، دختر، روایت، روایت ماجرای عشقی ابو عبد، حافظ، ابن سقا، ریشه‌های تاریخی حکایت شیخ صنعان، ماجرای عشق حضرت شیخ روزبهان، ماجرای عشقی شیخ روزبهان، بازنمود حکایت شیخ صنعان، مرید، پیر، شعر، منطق‌الطیر، عشق دختر ترسا و نصرانی، عطار مرید صحبت شیخ صنعان، عبد الرزاق صنعانی، زمینه‌های تاریخی حکایت شیخ صنعان، شیخ عطار، شیخ صنعان و ابن سقا، غزل، شیخ صنعان و حضرت غوث، شیخ صنعان در غزلهای شیخ، داستان ابن سقا، چکیدهء حکایت شیخ صنعان

خلاصه ماشینی: "(25)استاد فروزانفر ضمن رد احتمال یکی بودن حکایت شیخ صنعان و ابن‌ سقا،ریشه‌های تاریخی حکایت منظوم عطار را در باب‌ دهم رساله«تحفة الملوک»منسوب به غزالی یافته‌ است: «در کتابخانه ایاصوفیه استانبول مجموعه‌ای است به‌ شماره 2910 مشتمل بر رسایلی چند از صوفیان‌ مشهور که در آخر آن دو کتاب«نصیحة الملوک»و «تحفة الملوک»از محمد غزالی وجود دارد که این‌ کتاب اخیر را به ظاهر در سالهای آخر عمر خود تألیف‌ کرده است و این قصه با اندک اختلاف در باب دهم از این کتاب یعنی تحفة الملوک مکتوب به سال 706 روایت شده است. البته نگارنده بر آن نیست که ماجرای عشقی شیخ‌ روزبهان به طور قطع مورد توجه شیخ عطار واقع شده و در به نظم کشیدن حکایت شیخ صنعان مؤثر افتاده‌ است،اما از آنجا که عطار اهل مسافرت بوده و ری، کوفه،مصر،دمشق،مکه،هند و ترکستان را دیده(47) چه بسا در یکی از این سفرها،میان این دو بزرگوار ملاقاتی روی داده و شیخ شیراز ماجرای عشق خود را با شیخ نیشابور گفته باشد و ذهن خلاق داستان‌پرداز توانایی چون عطار آن را ضبط و مضمون شاعرانه داده‌ باشد«و هو خیر الحاکمین». البته الگوها،سلیقه‌ها و جهانبینی حافظ،اصولا با عطار تفاوت بنیانی دارد،با این همه نباید از یاد برد که‌ قلندر مآبی پیر حافظ-که بسیاری برای او نیز شناسنامه جعلی نوشته‌اند-از دریا دلی،سینه چاکی و بی‌اعتنایی به نام و ننگ شیخ صنعان نشأت گرفته است‌ و بر همین مبناست که خواجه بزرگوار،شیخ صنعان را «پیر ما»خوانده است: «دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد ازین تدبیر ما؟» ملا سالک یزدی هم از شیخ صنعان یاد کرده است: «بگسلانم سبحه و زنار بندم بر میان‌ عشق ترسا بچه‌ای خواهم که صنعانم کند» (50) حکایت شیخ صنعان از دیرباز سینه به سینه نقل‌ شده،و در محفل‌های گرم شب‌نشینی از زبان پیران‌ قوم گفته آمده است و چه دلهایی که به یاد شیخ تپیده و چشمانی که در سوگ ترسا گریسته است."

صفحه:
از 62 تا 67