Skip to main content
فهرست مقالات

دریای جان

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : عشق ،معشوق ،عاشق ،زن ،شاه ،ایاز ،حکایت ،عطار ،دختر ،لیلی ،مرد ،اشعار ،جوان ،غلام ،سخن ،محمود و ایاز ،کار ،ز عشق ،میان عاشق و معشوق ،عشق شهوانی ،عاشق ایاز ،دریای جان ،عشق ایاز ،از عشق ،عشق لیلی ،شاه عاشق ایاز ،حال ،زنی عاشق ایاز ،روزی محمود با ایاز ،عشق ایاز عشقی

خلاصه ماشینی:

"پس از غایت بیقراری: «عاقبت از بی‌خودی پست اوفتاد جان بداد و جامش از دست اوفتاد چون نداری زور عشق دلبران‌ بی‌خبر مردی که دادی دل بر آن» (مصیبت نامه،39/2) در مقدمهء داستان این ملاحظه آمده است که‌ برخلاف رفتار آن عاشق دو دل(25/4)که همهء شب بر در خانهء دوست ایستاده و نمی‌دانست که در را بکوبد یا نه،عاشق صادق باید سر تا سر چشم باشد و بعد جان‌ خود را فدا کند. گلخن تاب را تا نظر به روی شاه افتاد بلرزید و بیفتاد و چون طاقت وصل نداشت هم در آن لحظه جان بداد: «نبودش طاقت وصل چنان شاه‌ برآورد از زمین تا آسمان آه گلاب از دیده‌ها بر خویشتن زد بزد یک نعره و جان داد و تن زد» (اسرار نامه،21/2) عطار این حکایت را نمونه‌ای برای عاشقان خدا که‌ در عشق او ضعیف و ناتوانند آورده است و می‌گوید: «برو سودا مپز ای پارهء خاک‌ که مستغنی است از تو حضرت پاک که ذات ما از اینها بی‌نیاز است‌ چه جای سجده و جای نماز است» پادشاهی را پسری زیباروی بود که هر گاه سوار اسب‌ می‌شد چاوشان و نگهبانان از پس و پیش با تیغ‌های‌ برهنه دور و بر او راه می‌افتادند و هر که را به آن پسر نگاه می‌کرد از سر راه برمی‌داشتند."

صفحه:
از 70 تا 93