Skip to main content
فهرست مقالات

مارکو از زبان مارکو (بخشی از یک گفتگوی بلند با ژانت لازاریان، ایروان، اکتبر 2001/ مهرماه 1380

مصاحبه شونده:

(4 صفحه - از 4 تا 7)

خلاصه ماشینی:

"قصدم این بود که برای علاقمندان نقاشی مدرن جایی تأسیس‌ کنم که بتوانند کارهایشان را نشان بدهند و گالری من باعث و بانی معروفی آن‌ها باشد و در عین‌ حال محلی برای جمع شدن هنرمندان نوگرا و معرفی هنر جدید باشد. در واقع آن‌ها برای خود آتلیه‌ی کار درست کردند که هم در آن نقاشی می‌کردند و هم جلسات‌ سخنرانی و شعرخوانی برگزار می‌کردند و در عین حال یک خانه فرهنگ بود تا گالری و فعالیت‌ آن‌ها در زمینه نقاشی،محدود به نمایش کارهای خودشان بود. من هم وقتی جوان بودم میلی به هدیه کردن نداشتم فکر می‌کردم هرچه دارم باید با خودم‌ بردارم:چرا باید آن‌ها را جایی باقی بگذارم که آن‌جا را برای همیشه ترک می‌کنم؟ پس نقاشی‌های قوللر آقاسی،مدبر و دیگران را با خود بردم. به او گفتم که وقتی من 10 سال‌ پیش کارها را پیش شما آوردم هنوز این سبک شناخته‌شده نبود اما حالا دیگر این یک موج است‌ و پیشنهاد کردم که به ایران بروید و کارها در آن‌جا جمع است. وقتی 10 سال پیش حاصل همه عمرم را جمع کردم و بار زدم که به ارمنستان ببرم تعدادی‌ محدود از این کارهای قهوه‌خانه‌ای را در مجموعه‌ای داشتم. فیلم‌های آن زمان ملغمه‌ای بود از یک قصه‌ی‌ همیشه یکسان و چندتا آواز و رقص که نه برای من جذابیت داشت و نه اهمیت و روزی که‌ تابلوهای آشویتس من تمام شد و خاک و خاکستر به کارم آمد و دوباره انرژی روحی پیدا کردم‌ سینما را رها کردم و دیگر به آن برنگشتم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.