Skip to main content
فهرست مقالات

دست هامان نرسیده ست به هم ...

شاعر:

(1 صفحه - از 162 تا 162)

خلاصه ماشینی:

"از دل و دیده،گرامی‌تر هم‌ آیا هست؟ -دست، آری،ز دل و دیده گرامی‌تر: دست! زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان، بی‌گمان دست گرانقدرتر است. هرچه اسباب جهان باشد،در روی زمین، دست دارد همه را زیر نگین! شرف دست همین بس که نوشتن با اوست! وه،چه نیروی شگفت‌انگیزی است، دست‌هایی که به هم پیوسته است! دست در دست کسی، یعنی:پیوند دو جان! دست در دست کسی داری اگر، دانی دست، چه سخن‌ها که بیان می‌کند از دوست به دوست؛ لحظه‌ای چند که از دست طبیب، گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد؛ نوشداروی شفابخش‌تر از داروی اوست! چون به رقص آیی و سرمست بر افشانی دست، پرچم شادی و شوق است که افراشته‌ای! دست،گنجینه‌ی مهر و هنر است: خواه بر پرده‌ی ساز خواه در گردن دوست، خواه بر چهره‌ی نقش، خواه بر دنده‌ی چرخ، خواه بر دسته‌ی داس، خواه در یاری نابینایی، خواه در ساختن فردایی!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.