Skip to main content
فهرست مقالات

از این سوی با خزر...

شاعر:

(1 صفحه - از 304 تا 304)

کلید واژه های ماشینی : دریا، دیدمت آرام و بی‌کلام دلتنگ، مرغ بلند بال توفان، سیاوش کسرایی، با خزر، عمق آبهای، ابریست چشم، گرد غریبی از سر، دلها درآورم دریا، سر برآر مرغ، دوباره دیدمت، دل بر ساکنان ساحل، توفان در قفس، موج بار، همچو موج، خاک بر اشتیاق جان، سر مخاطره، بشوی دریا، کن نفس

خلاصه ماشینی: "دریا دوباره دیدمت افسوس بی نفس. پوشانده چشم سبز در زیر خار و خس‌ دامنکشان به ساحل بیرون ز دسترس! دریا دوباره دیدمت آرام و بی‌کلام‌ دلتنگ و تلخکام‌ در جامهء کبود سراپا نگاه و بس! ابریست چشم تو ابریست روی تو تا ژرفنای خاطر تو ابریست! خورشید،گوئیا در عمق آبهای تو مدفونست‌ اما بهر دمی که چو سالی است در گذر من آفتاب طالع‌ من آسمان سبز ترا می‌کنم هوس! موجت کجاست تا به شکن‌های کاکلش‌ عطری ز خاک و خانهء خود جست‌وجو کنم‌ موجت کجاست تا که پیامی بصدق دل‌ بر ساکنان ساحل دیگر همراه او کنم!؟ کاینجا غریب مانده پراکنده خاطریست‌ دلبسته‌ی شما و به امید هیچ‌کس! در پشت سر مخاطره در پیش رو هلاک‌ مرغ هوا گرفته و پابستگی به خاک‌ بر اشتیاق جان‌ سدی ز پیش و پس‌ باری‌ من موج رفته‌ام‌ اما تو ای طپنده بخود تازه کن نفس‌ بشکف چو گردباد و گل رستخیز باش‌ با صد هزار شاخهء فریاد سر برآر مرغ بلند بال‌ توفان در قفس!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.