Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

شاعر:

(6 صفحه - از 387 تا 392)

کلید واژه های ماشینی : آهو، دشت‌های سوخته ندا، آه، صبح، سکوت، چشمه، عشق، آیینه، خورشید، شیشه‌ای

خلاصه ماشینی: "«ای بی‌خبر ز بازی تقدیر، تا کی نگاه می‌کنی آخر بالای خود در آینه‌ی من؟ این‌جا دیار آتش و خون است؛ این‌جا به کام مرگ،سیاوش، این‌جا به چاه تیره،تهمتن- تا هست پای پویه و پرهیز، بگریز!» آهو همه سکوت و همه چشم. اسبم کجاست؟ اسبم میان آن همه تندر آن آتش شگرف‌ آن ابرهای خوف و خطر آیینه کجاست؟ آیینه‌ی مرا به ساحت دریا که برده است؟ از دشت‌های سوخته ندا آمد (به تصویر صفحه مراجعه شود) آن اسب و آینه‌ با یال‌های آتش‌ سرخ و بنفش و زرد با آسمان شرق‌ خروشید در هر رگم‌ خون شعله‌ور شد عشق هزار ساله‌ در سینه‌ام‌ جوشید با کینه‌های کهنه عیان‌ با کینه‌های سنگ‌ با کینه‌های شاخساران‌ عریان‌ عطش‌زده‌ با کینه‌های خنجر -می‌دانی؟ خنجر همیشه‌ در قلب من‌ در قلب بی‌کینه‌ام‌ در سینه‌ام‌ غلاف شد- عصیان به لب‌ توفان میان حنجره‌ام‌ تا ره برم به روشن دریا هنگام روز غوغای آفتاب..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.