Skip to main content
فهرست مقالات

چشم انداز

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : خانم مانستی، چشم‌انداز، پنجره‌ی اتاق خانم مانستی، ماگنولیا، خانم بلک، خانم سمپسون، حیاط، خانم مانستی در اتاق پشتی، خانم مانستی مچ خانم بلک، حیاط خانم بلک پر

خلاصه ماشینی:

"ادیت وارتن برگردان:نیر علایی چشم‌انداز چشم‌اندازی که از پنجره‌ی اتاق خانم مانستی دیده می‌شد هیچ‌چیز خارق العاده‌ای نداشت‌ اما دست‌کم برای خود او پر از جذابیت و زیبایی بود. تنها دختر او نیز ازدواج کرده بود و در کالیفرنیا زندگی می‌کرد و نمی‌توانست از این فاصله‌ی طولانی برای دیدار مادرش به نیویورک بیاید. با این‌که مهمانان‌ انگشت‌شماری به دیدارش می‌آمدند برایش سخت بود که فکرش را از مردی که شیشه‌های‌ پنجره‌ی خانه‌ی روبه‌رو را می‌شست یا اندک گیاه سبز موجود در باغچه‌ی حیاط همسایه را آب‌ می‌داد دور کند ولی تظاهر می‌کرد که با علاقه به حرف‌های مهمانش درمورد نوه‌هایی که‌ نمی‌شناخت گوش می‌کند. اما آن روز برگرداندن چشم از آسمان آبی و ماگنولیا به سوی چهره‌ی خانم سمپسون مشکل‌تر از همیشه به نظر می‌رسد و او به سختی این کار واقف بود. شما خبر ندارید که خانم بلک قصد دارد خانه‌اش را بزرگ‌تر کند؟بله،تا ته حیاط، ساختمان ساخته می‌شود،نمی‌دانم چطوری از عهده‌ی مخارج این کار برمی‌آید ولی می‌دانم که‌ همیشه آرزوی این را داشت. »خانم مانستی که این را می‌دانست ساکت ماند خانم سمپسون دوباره تکرار کرد: «چاره‌ای نیست. حالا شما دلیل نشستن طولانی‌مدت مرا پشت پنجره می‌توانید بفهمید-پنجره‌ی پشتی در طبقه‌ی سوم-» -«خوب خانم مانستی؛من می‌توانم یکی از اتاق‌های پشتی ساختمان جدید را به شما بدهم. وقتی کاملا تاریک شد خانم مانستی سایه‌بان پنجره را پایین کشید و مثل‌ هر روز چراغ را روشن کرد. خانم مانستی هم از پنجره‌ی باز اتاقش خم شده بود و مانند دیگران تماشا می‌کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.