Skip to main content
فهرست مقالات

تقی رفعت و «سخت ترین هنگام انقلاب ادبی»

نویسنده:

(8 صفحه - از 714 تا 721)

کلید واژه های ماشینی : تقی رفعت، تجدد، زن، شعر، انقلاب ادبی، نیما، آزادی زن جامعه‌ی دوران مشروطه، ایران، اجتماعی، تبریز

خلاصه ماشینی:

"مگر زن در میان ما بشر نیست؟ مگر در زن تمیز خیر و شر نیست؟ تو پنداری که چادر ز آهن و روست‌ اگر زن شیوه زن شد مانع اوست؟ چو زن خواهد که گیرد با تو پیوند نه چادر،ما نعش گردد نه روبند و از«استاد کل»برای اثبات نظریاتش سند می‌آورد که: چه خوش این بیت را فرموده جامی‌ مهین استاد کل بعد از نظامی‌ «پری رو تاب مستوری ندارد در اربندی ز روزن سر بر آرد» تو را کان روی زیبا افریدند برای دیده‌ی ما آفریدند برون ایند و با مردان بجوشند به تهذیب خصال خود بکوشند زن رفته کالژ،دیده فاکولته‌ اگر آید به پیش تو دکولته‌ چو در وی عفت و آزرم بینی‌ تو هم در وی به چشم شرم بینی چنان‌که زنده یاد آرین‌پور در پاورقی جلد دوم از صبا تا نیما در صفحه‌ی 301 می‌آورد. 7 رفعت در دوره‌ی قیام شیخ محمد خیابانی مجله‌ی«آزادیستان»را از 15 خرداد 1299 با این‌ توضیح که«مجله‌ای است هواخواه تجدد در ادبیات»،منتشر کرد و از این‌رو مجله‌ی خود را آزادیستان نامید که قیام‌کنندگان اذربایجان به پیشنهاد اسماعیل امیرخیزی،ادیب مشهور،این‌ نام را جایگزین آذربایجان نمودند تا بر نقش آذربایجان در آزادی طلبی ایرانیان،از انقلاب‌ مشروطه به بعد،تأکید کرده باشند. او معتقد بود که«تجدد به مثابه‌ی انقلاب است و انقلاب را نمی‌شود با «قطره شمار»مانند دارو به چشم جماعت ریخت و نیز در برابر«هیات دانشکده»که گفته بودند:«تا وقتی که احساسات عمومیه و اخلاق ملیه و افکار هیات اجتماعیه‌ی ما به حال حاضر مستقر و باران ترقی و تجدد به قدر یک قطره در زمین دماغ‌های اکثریت افراد این آب و خاک نباریده‌ است،بی‌فایده می‌بینیم که مثلا مجله‌ی خود را با خطوط مقطعه به طبع رسانیده و اشعار خود را با سیلاب‌های ناموزون اروپایی وفق داده و مقاصد خودمان را در لباس‌های خیلی تازه که هنوز مفهوم آن‌ها در کشور ما نامعین است،به جلوه درآوریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.