Skip to main content
فهرست مقالات

افراشته

کلید واژه های ماشینی : افراشته، شعر، چلنگر، زنان، گیلکی، داستان، فکاهی، روزنامه‌ی، کاریکاتور، شاعر

خلاصه ماشینی: "عمران صلاحی محمد علی افراشته،زبان گویای مردم افراشته قبل از این‌که چلنگر را دربیاورد،با برادر خود«شرکت آبیاب»را تاسیس کرده،قبل‌ از این‌که این شرکت را تاسیس کند،در شهرداری به‌عنوان معمار کار می‌کرده،قبل از این‌که در شهرداری کار کند،در امجدیه پلاک‌های سیمانی می‌ساخته،قبل از این‌که در امجدیه کار کند، دلال معاملات خانه بوده،قبل از دلالی هم در شرکت‌های مختلف کار می‌کرده و قبل‌تر از همه‌ی‌ این‌ها سال 1287در رشت متولد شده است! باز کردم دکانکی نیم‌باب‌ آخر خط شانزده،«نواب» تازه چرخیم و تازه دکاندار بی‌چک و چونه دونه‌ای دوزار هرکه هستی و هرکجا هستی‌ قدغن هست نسیه و دستی‌ در خریدش اگر کنی اهمال‌ کیلویی می‌برد حسن بقال‌ طبق یک برگ امتیاز و جواز روزنامه‌چی‌ام،نه پاکت‌ساز شعر من گر شود لفاف پنیر پای سر کار هست تقصیر پس بیا تا قرار بگذاریم‌ نقشه از بهر کار بگذاریم‌ داد و غوزش به عهده‌ی بنده‌ پای خواننده خواندن و خنده‌ عهده‌ی بنده گر و گر،اشعار فکر کردن به عهده‌ی سرکار رفع توقیف و دفع شر با من‌ رویت شکل پایور با من‌ من ندیدم سلامتی ز پلیس‌ گر تو دیدی،برای من بنویس‌ غیر آن یک هزار و یک فامیل‌ همه را مخلصم علی التفصیل‌ چاکرانم آچار به دستان را پشت‌بندش عموم دهقان را کبله محمود رفته برزن را کاسه بشقابی،چینی بندزن را مخلص بچه‌های دانشگاه‌ در شب تار،مشعل سر راه‌ چاکر مادران و خواهرها یاوران پسر،برادرها چاکر جمله یک قلم از دم‌ هستم همراهتان قدم به قدم وقتی اولین شماره‌ی چلنگر در می‌آید،افراشته دل تو دلش نیست و نمی‌داند نتیجه‌ی‌ کارش چه خواند بود،او می‌نویسد: «روزی که روزنامه منتشر شد،من قرار و آرام نداشتم. چلنگر که فکر می‌کند ممکن است خوانندگان به این امر اعتراض کنند،بعد از پایان داستان،این توضیح را می‌دهد: «برای این‌که به سبک طرفداران مکتب هنر برای هنر آشنا شوید،این داستان را که به قول‌ معروف نه به درد دنیا می‌خورد و نه آخرت،برای خوانندگانی که دل و دماغ خندیدن را داشته‌ باشند،نوشتیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.