Skip to main content
فهرست مقالات

شعرهای ساعت 9 و ده دقیقه

نویسنده:

(5 صفحه - از 5 تا 9)

کلید واژه های ماشینی : شعر، ناظم، زندان، شعرهای ساعت، پاییز، عشق، ده دقیقه، سفر، امید، شکوفه

خلاصه ماشینی:

"دو بار به اتحاد شوروی که سال‌های نخستین انقلاب سوسیالیستی را تجربه می‌کند،سفر کرده و در یکی از این سفرها با«مایاکوفسکی»و شعر او آشنا شده است و با«میرهولد»هنرپیشه و کارگردان‌ صاحب نام شوروی همکاری داشته است. ناظم در این هفت سال صدها صفحه نثر وشعر نوشته است. هر یادی و هر نشانه‌ای از دنیای بیرون برای ناظم دریچه‌ای است به دشت امید: در این دیر هنگام‌ در این غروب پاییز سرشار واژه‌های توام‌ واژه‌هایت جاودانه چون زمان‌ برهنه چون چشم‌ سنگین چون دست‌ و رخشان چونان ستاره... و یا حتا چند دقیقه ارتباط تلفنی: از فراز بام خانه‌ها از شهر دوردست من‌ از درون دریای مرمره‌ از دل پاییز غم زده‌ صدای تو آمد گرم و روان‌ تنها سه دقیقه‌ و بعد تلفن خاموش شد و سرانجام دفتر«ساعت 9 و ده دقیقه»را با این شعر می‌بندد: زیباترین دریا را هنوز نپیموده‌اند زیباترین کودک‌ هنوز بزرگ نشده است‌ زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده‌ام‌ و زیباترین واژه‌ها را هنوز برایت نگفته‌ام..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.