Skip to main content
فهرست مقالات

دست های سرخ تو

نویسنده:

(2 صفحه - از 794 تا 795)

خلاصه ماشینی:

"اسکناس را سراند و کرد توی دخل،عرق از لای موهای رامین‌ پایین چکید و وسط ریش‌های تنکش صد راه شد. چشم فروشنده رفته بود روی دست‌های رامین. رامین هیچ وقت با لاله دست نمی‌داد. لاله هم فکر می‌کرد رامین خیلی مذهبی است،با این‌ حال دیروز وقتی در پارک قدم می‌زدند لاله سعی کرده بود دست رامین را بگیرد که او سفت‌ دستش را توی جیبش فشار داد بود. انگار منتظر بود یکی از پشت دست بگذارد روی چشم‌هایش و بگوید:اگه گفتی من کیم؟ رامین چند دقیقه‌ای ایستاد در همان جا لاله را تماشا کرد. قطره‌های عرق روی گونه‌ی نتراشیده‌ی‌ رامین هزار راه شده بود. کاغذهای کلاسور را گذاشت لای انگشت‌های گوشتیش و به طرف لاله‌ تعارف کرد و به بچه‌هایی که فوتبال بازی می‌کردند،خیره شد تمام تنش بی‌حس شده بود، به طرف لاله که برگشت لب‌های سرخ لاله بود که روی انگشت‌هایش فشرده شد،حس کرد خون‌ انگشت‌هایش به جریان افتاده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.