Skip to main content
فهرست مقالات

نقدی بر کتاب «چراغ ها را من خاموش می کنم»

نویسنده:

(7 صفحه - از 819 تا 825)

کلید واژه های ماشینی : کلاریس ،خانم نور الهی ،معمولی ،جمع‌گرایی ،خانم نور ،زندگی معمولی ،طبقه‌ی متوسط ،زندگی نویسنده ،الهی ،تناقض‌های خاص ،معمولی بودن

خلاصه ماشینی:

"در چنین شرایطی که ارتباط نویسنده با خوانندگان بسیار دور و ناقص است،نمی‌توان از خوانندگانی که هرازگاهی ممکن است کتابی را به دست بگیرند،انتظار داشت که بتوانند نویسندگان مورد علاقه‌ی خود را بشناسند و آگاهانه کتاب‌های ایشان را بخوانند. از همین‌روی برونه‌ی کتاب مانند خود کلاریس‌ ساده ولی به شدت واقعی و دریافتنی است و خواننده به آسانی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کرده و همزادپنداری کند. شعاری در کار نیست،هرچه هست زندگی یک خانواده از لایه‌ی میانی این اجتماع است با تناقض‌های بسیار پیش پا افتاده که شاید نتوان کسی را در این طبقه یافت که با چنین‌ دشواری‌هایی روبه‌رو نشده باشد. کلاریس زنی ساده،خانه‌دار و با خواهش‌هایی بسیار معمولی است و روال تکراری زندگی خود را دارد،روزهایی مانند هم و یکنواخت. طبقه‌ی متوسط دارای اصول کرداری خاص خود است و اگر این داستان را آرتوش‌ (شوهر کلاریس)نیز می‌گفت می‌توانستید رگه‌هایی برجسته از همین دسته عواطف ولی در میادین دیگر بیابید و این تنها به لحاظ تفاوت جنسی است نه فکری. این آدم‌های‌ معمولی با این زندگی کسالت‌بار و تکراری خود در داستان کم نیستند،به‌ویژه نویسنده علاقه‌ی‌ زیادی در نمایش این حالت‌ها در زنان دارد. شما تفاوت‌های بسیار زیادی را(در همان چند خط محدودی که از او در داستان گفته می‌شود)بین شخصیت این زن با دیگر زنان کتاب می بینید. خانم پیرزاد توانسته از زندگی معمولی طبقه‌ی متوسط تصویری کامل و به دور از شعر بنگارد اما به نگاه من شخصیت خانم نورالهی را بسیار کم پرداخته و در عوض در شخصیت و زندگی خانم‌ سیمونیان بیش‌از آنی که ارزش داشته باشد،باریک‌بینی نموده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.