Skip to main content
فهرست مقالات

پرستو

نویسنده:

(5 صفحه - از 236 تا 240)

کلید واژه های ماشینی : شهر، داستان، داستان کوتاه، نقاشی، زبان، گیاه، جنوب شهر، صحبت، شعر، خیابان‌ها و کوچه‌های جنوب تهران

خلاصه ماشینی: "وقتی‌ چند نفر«انشای خود را درباره‌ی«بهار»یا«آزادی»یا«دانش و ثروت»می‌خواندند،هیچ توجهی به این نکته‌ نداشتم که زمینه‌ی اندیشه‌ای آن‌ها،تا چه اندازه باهم متفاوت است؟ولی این‌بار وضع دیگری بود و چقدر شگفت‌زده می‌شدم،وقتی از زبان دوستم،جریان حادثه‌ای را می‌شنیدم که گرچه خودم یکی از شرکت‌کنندگان فعال آن بودم،به کلی برایم تازگی داشت و به خوابی می‌نمود که به تدریج جزء جزء آن را به یاد می‌آورم. بی‌تردید هنرمند نمی‌تواند گلبرگ‌های یک گیاه را ببیند،او همه چیز را باهم می‌بیند؛ بستگی‌های آن‌ها را به همدیگر و ریاضیات از این دیدگاه با هنرمند یکی می‌شود و از همین‌جا می‌توان دو نتیجه‌ی اساسی گرفت:اول هیچ هنرمندی نمی‌تواند،بدون ریاضیات،با جهان هستی آن‌طور که باید، آشنا شود و دوم،هنرمند است که همچون ریاضی‌دان،همه چیز را باهم می‌بیند و در ژرفای یک گلبرگ یا اتم فرو نمی‌رود و به همین دلیل،وظیفه‌ی اجتماعی و انسانی بزرگی بر دوش او نهاده شده است. هنرمند همچون ریاضی‌دان،باید نسبت به مساله‌های اجتماعی،رابطه‌ای که با دور و بر خود دارد،از روی منطق‌ هنرمندانه‌ی خود داوری کند؛نسبت به زندگی جامعه حساس باشد و دردهای آن را درد خود بداند و در رابطه با دیگران چنان باشد که این بیم نرود تا زمانی که به آن‌ها نیاز دارد،خود را در اختیار آن‌ها بگذارد و هر زمان که راه دیگری و دوست دیگری برای رفع نیازهای خود پیدا کرد،با پشت پا زدن به همه‌ی‌ گذشته‌های خود و با استفاده از تجربه‌ای که آموخته است،جای خود را عوض کند و به دیگری بپیوندد. گاهی ده یا دوازده نفر پشت میز شام بودن،گاهی یکی، احوال دیگری را می‌پرسید(شاید برای بار چندم)،اغلب از هوا صحبت می‌کردند و اگر جوان‌تر بودند، حرف‌های زننده یا طنزهای نامناسب به یکدیگر تحویل می‌دادند،به ندرت در رستوران‌های شمال شهر که بسیار هم متنوع بودند،توانستم سخنی که مربوط به روز باشد،بشنوم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.