Skip to main content
فهرست مقالات

جایگاه انسان در شاهنامه

نویسنده:

(9 صفحه - از 730 تا 738)

کلید واژه های ماشینی : شاه، انسان، فردوسی، خرد، جایگاه انسان در شاهنامه، خردمند، رستم، جنگ، مردم، در شاهنامه، انسان خردمند، بیدادگری، صفت، شخصیت، خصلت، خرد و انسان خردمند، تحول، سخن، جهان، اجتماعی، بی‌داد، قایل، خرد دلگشای خرد دست، جو علیه بیدادگری، مفهوم، انسان خردمند در شاهنامه، جامعه، ویرانی، انسان خردمند جایگاه، خردمندی و انسان خردمند

خلاصه ماشینی: "در این‌جا نمونه‌های دیگری می‌آوریم: هنگامی که سام نریمان فرزند خود زال را پند می‌دهد،او را به هم‌نشینی با خردمندان‌ فراخوانده،و از همدمی با نادان باز می‌دارد: دگر با خردمند مردم نشین‌ که نادان نباشد بر آیین دین در این‌باره که فرزندان نوذر شایستگی جانشینی او را ندارند،زال به بزرگان توصیه می‌کند که‌ شاهی را انتخاب کنند که از دیهیمش بخردی بتابد: اگر داری توس و گستهم فر سپاهست و گردان بسیار مر نزیبد بر ایشان همی تاج و تخت‌ بباید یکی شاه بیدار بخت‌ که باشد بدو فره ایزدی‌ بتابد ز دیهیم او بخردی در جایی دیگر هنگامی که رستم از دیار اسفندیار به نزد زال دستان برمی‌گردد،در توصیف‌ اسفندیار با پدر خود چنین می‌گوید: سواریش دیدم چو سرو سهی‌ خردمند با زیب و با فرهی هم‌چنین فردوسی از زبان گرسیوز درباره‌ی سیاوش چنین می‌گوید: وز آن روی گرسیوز اندر شتاب‌ بیامد به نزدیک افراسیاب‌ همه رازهای سیاوش بگفت‌ که او را ز شاهان کسی نیست جفت‌ ز خوبی و دیدار و کردار اوی‌ ز هوش و دل و شرم و گفتار اوی‌ دلیر و سخن‌گوی و گرد و سوار تو گویی خرد داردش در کنار داد و انسان دادگر و دادجو صفت انسانی دیگری که فردوسی برای آن ارزشی والا در شاهنامه قایل است،عدالت و دادگری است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.