Skip to main content
فهرست مقالات

یک شب

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 821 تا 824)

خلاصه ماشینی:

"در کنار رودی خروشان در تایگا،سنگ لوح خاکستری،تک و تنها سر برافراشته‌ بود و گل‌های نسترن،آن را گل باران کرده بودند. شامگاهان نزدیک بود که ما سرانجام به سنگ گور رسیدیم و پشت سر خودمان،جای پایی دراز از شبنم‌های‌ خیس در گیاهان بر جا گذاشته بودیم. سنگ لوحی که‌ عمودی کار گذاشته شده بود و چهار سوی آن را نوشته بودند و گذشت زمان،آن را با کپک‌های سبز رنگی پوشانده بود و تاریکی نزدیک شامگاه نیز به ناخوانا بودن آن کمک‌ می‌کرد. سرما با بازوان سخت و سردش، رودخانه را در آغوش گرفته بود و به خود می‌فرشد. پسر از پله‌ها فرئد آمد و با احتیاط به سوی رودخانه رفت،نمی‌خواست دوباره، دری که پشت سرش بود باز شود. همین‌که توانست بگریزد،دختر هشت‌ روز او را در خانه پنهان کرده بود و با نزدیک شدن این شب-خطرناک‌ترین شب‌ها- دختر دستش را گرفت و گفت:باید رفت،بیا!روستا را محاصره کرده‌اند..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.